micronesian

[ایالات متحده]/ˌmaɪkrəˈniːʒən/
[بریتانیا]/ˌmaɪkrəˈniːən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زبان میکرونزی; یک نفر از میکرونزی
adj. مربوط به زبان یا مردم میکرونزی

عبارات و ترکیب‌ها

micronesian culture

فرهنگ میکرونزی

micronesian islands

جزایر میکرونزی

micronesian languages

زبان‌های میکرونزی

micronesian people

مردم میکرونزی

micronesian cuisine

آشپزی میکرونزی

micronesian art

هنر میکرونزی

micronesian history

تاریخ میکرونزی

micronesian traditions

آد و رسوم میکرونزی

micronesian tourism

گردشگری میکرونزی

micronesian music

موسیقی میکرونزی

جملات نمونه

the micronesian culture is rich in traditions.

فرهنگ میکرونزی پر از سنت‌های غنی است.

many micronesian islands are known for their beautiful beaches.

جزایر میکرونزی بسیاری به خاطر سواحل زیبا مشهور هستند.

micronesian navigation techniques are fascinating to study.

تکنیک‌های ناوبری میکرونزی برای مطالعه بسیار جذاب هستند.

micronesian cuisine uses fresh seafood and tropical fruits.

آشپزی میکرونزی از غذاهای دریایی تازه و میوه‌های استوایی استفاده می‌کند.

there are various micronesian languages spoken across the islands.

زبان‌های میکرونزی مختلفی در سراسر جزایر صحبت می‌شود.

micronesian art often reflects the natural environment.

هنر میکرونزی اغلب بازتابی از محیط طبیعی است.

tourism is a vital part of the micronesian economy.

گردشگری بخش مهمی از اقتصاد میکرونزی است.

micronesian history includes ancient seafaring traditions.

تاریخ میکرونزی شامل سنت‌های باستانی دریانوردی است.

conservation efforts are crucial for micronesian ecosystems.

تلاش‌های حفاظتی برای اکوسیستم‌های میکرونزی بسیار مهم هستند.

micronesian communities value family and social ties.

اجتماع میکرونزی به خانواده و روابط اجتماعی ارزش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید