microns

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrɒnz/
[بریتانیا]/ˈmaɪkrənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع میکرون

عبارات و ترکیب‌ها

less than microns

کمتر از میکرون

above 10 microns

بزرگتر از 10 میکرون

measured in microns

اندازه گیری شده به میکرون

around 5 microns

حدود 5 میکرون

greater than microns

بزرگتر از میکرون

filtering microns

فیلتر کردن میکرون

between 1 microns

بین 1 میکرون

under 20 microns

کمتر از 20 میکرون

measuring microns

اندازه گیری میکرون

at 100 microns

در 100 میکرون

جملات نمونه

the particle size is measured in microns.

اندازه ذرات با میکرون اندازه‌گیری می‌شود.

dust particles can be as small as a few microns.

ذرات گرد و غبار می‌توانند به اندازه چند میکرون کوچک باشند.

the filter can trap particles down to 1 micron.

فیلتر می‌تواند ذرات را تا 1 میکرون به دام اندازد.

microns are often used in scientific measurements.

میکرون‌ها اغلب در اندازه‌گیری‌های علمی استفاده می‌شوند.

the thickness of the coating is only a few microns.

ضخامت پوشش تنها چند میکرون است.

in the lab, we analyze samples in microns.

در آزمایشگاه، نمونه‌ها را به میکرون تجزیه و تحلیل می‌کنیم.

microns are critical in semiconductor manufacturing.

میکرون‌ها در تولید نیمه‌رساناها حیاتی هستند.

the microscope can resolve features as small as 200 microns.

میکروسکوپ می‌تواند ویژگی‌هایی به کوچکی 200 میکرون را تشخیص دهد.

understanding microns is essential for precision engineering.

درک میکرون‌ها برای مهندسی دقیق ضروری است.

airborne particles can vary in size from microns to millimeters.

ذرات معلق در هوا می‌توانند از میکرون تا میلی‌متر در اندازه متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید