centimeters

[ایالات متحده]/ˈsɛntɪmɪtərz/
[بریتانیا]/ˌsɛn.t̬iˈmɛ.tər.z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدهای اندازه گیری معادل یک صدم متر.

عبارات و ترکیب‌ها

ten centimeters

ده سانتی‌متر

five centimeters

پنج سانتی‌متر

twenty centimeters

بیست سانتی‌متر

thirty centimeters

سی سانتی‌متر

one centimeter

یک سانتی‌متر

fifteen centimeters

پانزده سانتی‌متر

forty centimeters

چهل سانتی‌متر

eighty centimeters

هشتاد سانتی‌متر

seventy centimeters

هفتاد سانتی‌متر

two centimeters

دو سانتی‌متر

جملات نمونه

the height of the table is 75 centimeters.

قد میز 75 سانتی‌متر است.

this fabric is 150 centimeters wide.

این پارچه 150 سانتی‌متر عرض دارد.

the box measures 30 centimeters in length.

جعبه 30 سانتی‌متر طول دارد.

the plant grew 10 centimeters in a week.

گیاه در یک هفته 10 سانتی‌متر رشد کرد.

you need at least 5 centimeters of space between the shelves.

شما به حداقل 5 سانتی‌متر فضای بین قفسه‌ها نیاز دارید.

the width of the door is 90 centimeters.

عرض در 90 سانتی‌متر است.

he is 180 centimeters tall.

قد او 180 سانتی‌متر است.

the picture frame is 40 centimeters by 60 centimeters.

قاب عکس 40 سانتی‌متر در 60 سانتی‌متر است.

the recipe calls for a piece of dough 2 centimeters thick.

دستور غذا به یک تکه خمیر به ضخامت 2 سانتی‌متر نیاز دارد.

the distance between the two points is 25 centimeters.

فاصله بین دو نقطه 25 سانتی‌متر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید