microplate reader
reader پلیت میکروسکوپی
microplate assay
آزمایش پلیت میکروسکوپی
microplate format
فرمت پلیت میکروسکوپی
microplate technique
تکنیک پلیت میکروسکوپی
microplate analysis
تجزیه و تحلیل پلیت میکروسکوپی
microplate experiment
آزمایش پلیت میکروسکوپی
microplate samples
نمونه های پلیت میکروسکوپی
microplate wells
چاه های پلیت میکروسکوپی
microplate layout
چیدمان پلیت میکروسکوپی
microplate storage
نگهداری پلیت میکروسکوپی
the scientist used a microplate to conduct the experiment.
دانشمند از یک میکروبلت برای انجام آزمایش استفاده کرد.
microplates are essential for high-throughput screening.
میکروبلتها برای غربالگری با توان عملیاتی بالا ضروری هستند.
she carefully pipetted the samples into the microplate.
او با دقت نمونهها را در میکروبلت پیپت کرد.
each well in the microplate holds a different solution.
هر حفره در میکروبلت حاوی یک محلول متفاوت است.
microplates can be made of plastic or glass.
میکروبلتها میتوانند از پلاستیک یا شیشه ساخته شوند.
the microplate reader provided accurate measurements.
دستگاه خواننده میکروبلت اندازهگیریهای دقیقی ارائه داد.
researchers analyzed the data from the microplate assay.
محققان دادههای حاصل از آزمایش میکروبلت را تجزیه و تحلیل کردند.
microplates are commonly used in biochemical assays.
میکروبلتها معمولاً در آزمایشهای بیوشیمیایی استفاده میشوند.
she designed a new microplate for the study.
او یک میکروبلت جدید برای مطالعه طراحی کرد.
proper cleaning of microplates is crucial for accurate results.
تمیز کردن مناسب میکروبلتها برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.
microplate reader
reader پلیت میکروسکوپی
microplate assay
آزمایش پلیت میکروسکوپی
microplate format
فرمت پلیت میکروسکوپی
microplate technique
تکنیک پلیت میکروسکوپی
microplate analysis
تجزیه و تحلیل پلیت میکروسکوپی
microplate experiment
آزمایش پلیت میکروسکوپی
microplate samples
نمونه های پلیت میکروسکوپی
microplate wells
چاه های پلیت میکروسکوپی
microplate layout
چیدمان پلیت میکروسکوپی
microplate storage
نگهداری پلیت میکروسکوپی
the scientist used a microplate to conduct the experiment.
دانشمند از یک میکروبلت برای انجام آزمایش استفاده کرد.
microplates are essential for high-throughput screening.
میکروبلتها برای غربالگری با توان عملیاتی بالا ضروری هستند.
she carefully pipetted the samples into the microplate.
او با دقت نمونهها را در میکروبلت پیپت کرد.
each well in the microplate holds a different solution.
هر حفره در میکروبلت حاوی یک محلول متفاوت است.
microplates can be made of plastic or glass.
میکروبلتها میتوانند از پلاستیک یا شیشه ساخته شوند.
the microplate reader provided accurate measurements.
دستگاه خواننده میکروبلت اندازهگیریهای دقیقی ارائه داد.
researchers analyzed the data from the microplate assay.
محققان دادههای حاصل از آزمایش میکروبلت را تجزیه و تحلیل کردند.
microplates are commonly used in biochemical assays.
میکروبلتها معمولاً در آزمایشهای بیوشیمیایی استفاده میشوند.
she designed a new microplate for the study.
او یک میکروبلت جدید برای مطالعه طراحی کرد.
proper cleaning of microplates is crucial for accurate results.
تمیز کردن مناسب میکروبلتها برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید