microsensor

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊsɛnsə/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊsɛnsər/

ترجمه

n. یک حسگر یا دستگاه تشخیص کوچک که کمیت‌های فیزیکی یا شیمیایی را در مقیاس میکروسکوپی اندازه‌گیری می‌کند.

جملات نمونه

the microsensor detects temperature changes with high precision.

میکروسنسور تغییرات دما را با دقت بالا تشخیص می‌دهد.

a tiny microsensor monitors heart rate continuously.

یک میکروسنسور کوچک ضربان قلب را به طور مداوم کنترل می‌کند.

the industrial microsensor measures pressure levels.

میکروسنسور صنعتی سطح فشار را اندازه‌گیری می‌کند.

advanced microsensors are embedded in the fabric.

میکروسنسورهای پیشرفته در پارچه تعبیه شده‌اند.

the wireless microsensor transmits data in real-time.

میکروسنسور بی‌سیم داده‌ها را در زمان واقعی ارسال می‌کند.

a medical microsensor tracks glucose levels.

یک میکروسنسور پزشکی سطح گلوکز را ردیابی می‌کند.

the waterproof microsensor operates underwater.

میکروسنسور ضد آب زیر آب کار می‌کند.

the microsensor array captures multiple signals simultaneously.

آرایه میکروسنسور چندین سیگنال را به طور همزمان ضبط می‌کند.

low-power microsensors extend battery life significantly.

میکروسنسورهای کم‌مصرف عمر باتری را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهند.

microsensor calibration ensures accurate readings.

کالیبراسیون میکروسنسور تضمین می‌کند که خواندن‌های دقیقی انجام شود.

the nano microsensor detects trace amounts of chemicals.

میکروسنسور نانو مقادیر کمی از مواد شیمیایی را تشخیص می‌دهد.

the flexible microsensor bends without breaking.

میکروسنسور انعطاف‌پذیر بدون شکستن خم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید