microswitch

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊswɪtʃ/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊswɪtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کلید کوچک که با فشار بسیار کمی فعال می‌شود؛ نوعی کلید که در دستگاه‌های الکترونیکی مختلف استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

microswitch activation

فعال‌سازی میکروسوییچ

microswitch failure

خرابی میکروسوییچ

microswitch testing

تست میکروسوییچ

microswitch installation

نصب میکروسوییچ

microswitch adjustment

تنظیم میکروسوییچ

microswitch design

طراحی میکروسوییچ

microswitch operation

عملکرد میکروسوییچ

microswitch circuit

مدار میکروسوییچ

microswitch component

قطعه میکروسوییچ

microswitch mechanism

مکانیزم میکروسوییچ

جملات نمونه

the microswitch is essential for the device's operation.

کلید میکرو برای عملکرد دستگاه ضروری است.

we need to replace the faulty microswitch.

ما نیاز داریم کلید میکرو معیوب را جایگزین کنیم.

the microswitch activates when the button is pressed.

کلید میکرو فعال می شود وقتی دکمه فشار داده می شود.

check the wiring connected to the microswitch.

سیم کشی متصل به کلید میکرو را بررسی کنید.

microswitches are commonly used in appliances.

کلیدهای میکرو معمولاً در وسایل خانگی استفاده می شوند.

the microswitch controls the safety mechanism.

کلید میکرو مکانیزم ایمنی را کنترل می کند.

adjust the sensitivity of the microswitch.

حساسیت کلید میکرو را تنظیم کنید.

make sure the microswitch is properly aligned.

مطمئن شوید که کلید میکرو به درستی تراز شده است.

we installed a new microswitch in the circuit.

ما یک کلید میکرو جدید در مدار نصب کردیم.

the microswitch failed after several months of use.

کلید میکرو پس از چند ماه استفاده خراب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید