microtons

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊtɒnz/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊtɑːnz/

ترجمه

n. فاصله‌های موسیقیایی کوچکتر از یک نیم‌پرده؛ واحدی از زیر و بم موسیقی که کمتر از یک نیم‌پرده‌ی سنتی است، در سیستم‌های موسیقی خروجی؛ واحدی از جرم برابر با یک میلیونم تن (تقریباً 0.907 کیلوگرم در سیستم تن کوتاه یا 1.016 تن متریک در سیستم تن بلند).

جملات نمونه

microtons allow musicians to explore new sonic territories beyond traditional western scales.

میکروتون‌ها به نوازندگان این امکان را می‌دهند تا قلمروهای صوتی جدیدی فراتر از مقیاس‌های غربی سنتی را کشف کنند.

the composer experimented with microtons to create hauntingly beautiful textures.

آهنگساز با میکروتون‌ها آزمایش کرد تا بافت‌های به‌شدت زیبا و دلخراشی ایجاد کند.

turkish classical music frequently incorporates microtons that give it a distinctive character.

موسیقی کلاسیک ترکی اغلب از میکروتون‌هایی استفاده می‌کند که به آن شخصیتی متمایز می‌بخشد.

some synthesizers can produce microtons with remarkable precision.

برخی از سینتی‌سایزرها می‌توانند میکروتون‌ها را با دقتی قابل توجه تولید کنند.

the singer's mastery of microtons added depth to the traditional folk melody.

تسلط خواننده بر میکروتون‌ها عمق بیشتری به ملودی محلی سنتی بخشید.

jazz musicians sometimes use microtons to add subtle emotional nuances.

نوازندگان جاز گاهی از میکروتون‌ها برای افزودن ظرافت‌های احساسی ظریف استفاده می‌کنند.

microtonal music challenges listeners' expectations and expands their auditory perception.

موسیقی میکروتونال، انتظارات شنوندگان را به چالش می‌کشد و درک شنوایی آن‌ها را گسترش می‌دهد.

the instrument was specifically designed to play microtons accurately.

این ساز به‌طور خاص برای نواختن دقیق میکروتون‌ها طراحی شده است.

researchers study how different cultures perceive microtons in music.

محققان در حال بررسی این موضوع هستند که فرهنگ‌های مختلف میکروتون‌ها را در موسیقی چگونه درک می‌کنند.

the orchestra's performance of microtonal compositions received mixed reviews from critics.

اجرای قطعات میکروتونال توسط ارکستر، بازخورد مختلطی از منتقدان دریافت کرد.

understanding microtons requires careful listening and an open mind.

درک میکروتون‌ها مستلزم گوش دادن دقیق و ذهن باز است.

ancient greek music theory also included concepts similar to microtons.

نظریه موسیقی یونان باستان نیز مفاهیمی مشابه میکروتون‌ها را شامل می‌شد.

the recording captured the delicate microtons with impressive clarity.

ضبط، میکروتون‌های ظریف را با وضوح چشمگیری ضبط کرد.

composers continue to push boundaries by combining microtons with electronic music.

آهنگسازان به ترکیب میکروتون‌ها با موسیقی الکترونیک ادامه می‌دهند تا مرزها را گسترش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید