microwaved food
غذاي مايكروويو
microwaved meal
وعده غذایی مايكروويو
microwaved leftovers
غذاي باقيمانده مايكروويو
microwaved snacks
تنقلات مايكروويو
microwaved dish
غذاي مايكروويو
microwaved vegetables
سبزيجات مايكروويو
microwaved pizza
پيتزاي مايكروويو
microwaved rice
برنج مايكروويو
microwaved pasta
پاستاي مايكروويو
microwaved dessert
دسر مايكروويو
she microwaved the leftover pizza for lunch.
او پیتزای مانده را برای ناهار در مایکروویو قرار داد.
he microwaved a cup of coffee to warm it up.
او یک فنجان قهوه را در مایکروویو قرار داد تا گرم شود.
they microwaved the vegetables to save time.
آنها سبزیجات را در مایکروویو قرار دادند تا وقت صرفه جویی شود.
i microwaved the soup for dinner.
من سوپ را برای شام در مایکروویو قرار دادم.
she microwaved the rice to go with her curry.
او برنج را در مایکروویو قرار داد تا با کاری اش بخورد.
he microwaved a frozen meal for convenience.
او یک غذای یخ زده را برای راحتی در مایکروویو قرار داد.
we microwaved the popcorn for movie night.
ما ذرت بو داده را برای شب فیلم در مایکروویو قرار دادیم.
she microwaved the leftovers from last night.
او غذای باقی مانده از شب گذشته را در مایکروویو قرار داد.
he microwaved the potatoes until they were soft.
او سیب زمینی ها را تا زمانی که نرم شدند در مایکروویو قرار داد.
they microwaved the burritos for a quick snack.
آنها بوریتو ها را برای یک میان وعده سریع در مایکروویو قرار دادند.
microwaved food
غذاي مايكروويو
microwaved meal
وعده غذایی مايكروويو
microwaved leftovers
غذاي باقيمانده مايكروويو
microwaved snacks
تنقلات مايكروويو
microwaved dish
غذاي مايكروويو
microwaved vegetables
سبزيجات مايكروويو
microwaved pizza
پيتزاي مايكروويو
microwaved rice
برنج مايكروويو
microwaved pasta
پاستاي مايكروويو
microwaved dessert
دسر مايكروويو
she microwaved the leftover pizza for lunch.
او پیتزای مانده را برای ناهار در مایکروویو قرار داد.
he microwaved a cup of coffee to warm it up.
او یک فنجان قهوه را در مایکروویو قرار داد تا گرم شود.
they microwaved the vegetables to save time.
آنها سبزیجات را در مایکروویو قرار دادند تا وقت صرفه جویی شود.
i microwaved the soup for dinner.
من سوپ را برای شام در مایکروویو قرار دادم.
she microwaved the rice to go with her curry.
او برنج را در مایکروویو قرار داد تا با کاری اش بخورد.
he microwaved a frozen meal for convenience.
او یک غذای یخ زده را برای راحتی در مایکروویو قرار داد.
we microwaved the popcorn for movie night.
ما ذرت بو داده را برای شب فیلم در مایکروویو قرار دادیم.
she microwaved the leftovers from last night.
او غذای باقی مانده از شب گذشته را در مایکروویو قرار داد.
he microwaved the potatoes until they were soft.
او سیب زمینی ها را تا زمانی که نرم شدند در مایکروویو قرار داد.
they microwaved the burritos for a quick snack.
آنها بوریتو ها را برای یک میان وعده سریع در مایکروویو قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید