cooked

[ایالات متحده]/kukt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آماده شده توسط فرآیند پخت و پز
v. غذای آماده شده توسط فرآیند پخت و پز (زمان گذشته و قسمت گذشته cook)

عبارات و ترکیب‌ها

well-cooked

پخته شده به خوبی

half-cooked

نیم‌پز

cooked food

غذا پخته

جملات نمونه

well cooked; cooked well.

پخته شده خوب; خوب پخته شده

a perfectly cooked meal.

یک وعده غذایی کاملاً پخته شده

chicken cooked on a spit.

مرغ پخته شده روی سیخ

The meat is not cooked enough.

گوشت به اندازه کافی پخته نشده است.

be cooked alive in the sun

در آفتاب زنده سوزانده شوند.

I haven't cooked the dinner.

من شام را نپخته ام.

slowly cooked the medicinal mixture.

به آرامی مخلوط دارویی را پختم.

a feast of home-cooked delectables.

یک جشن از خوراکی های خانگی خوشمزه

Is the fish cooked enough?

آیا ماهی به اندازه کافی پخته شده است؟

fish cooked à la meunière.

ماهی پخته به سبک meunière

a narcotics team who cooked the evidence.

تیمی از قاچاقچیان که مدارک را جعل کرد.

a very hot dish cooked with green chilli.

یک غذای بسیار تند که با فلفل سبز پخته شده است.

potatoes cooked in their jackets.

سیب زمینی که در پوست خود پخته شده است.

huge platters of cooked meat.

سینی های بزرگ گوشت پخته شده

shops purveying cooked food.

فروشگاه هایی که غذای پخته شده ارائه می دهند.

I put up the tent and cooked a meal.

من چادر را برپا کردم و یک وعده غذایی پختم.

نمونه‌های واقعی

It was hot, but it wasn't cooked.

گرم بود، اما پخته نشده بود.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Cooked, " cooked, " food is food that is already prepared.

پخته شده، " پخته شده، " غذا غذایی است که از قبل آماده شده است.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Quite the cocktail that Doctor cooked up.

یک کوکتل عالی که دکتر درست کرد.

منبع: Lost Girl Season 4

Potatoes can be cooked in many different ways.

سیب زمینی را می توان به روش های مختلف پخت.

منبع: Recite for the King Volume 4 (All 60 lessons)

The next morning, Pa cooked breakfast for us.

صبح روز بعد، پدر برای ما صبحانه پخت.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Manny came to me kind of fully cooked.

منّی کمی کاملاً پخته شده پیش من آمد.

منبع: Modern Family - Season 05

I am hungry and my dinner must be cooked.

من گرسنه ام و شام من باید پخته شود.

منبع: The Adventures of Pinocchio

Imagine your friend has just cooked you a meal.

تصور کنید دوست شما همین الان برای شما غذا پخته است.

منبع: Grandpa and Grandma's test class

That's right. They don't care if you cooked.

درسته. مهم نیست که شما پخته اید.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

You know Feifei, I've just cooked an amazing curry.

می دونی فیفی، من همین الان یک کاری فوق العاده درست کردم.

منبع: BBC Authentic English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید