mid-air

[ایالات متحده]/ˌmɪdˈeə/
[بریتانیا]/ˌmɪdˈer/

ترجمه

n. فضای یا فضای هوا

عبارات و ترکیب‌ها

mid-air collision

برخورد در هوای آزاد

mid-air refueling

سوخت‌گیری در هوا

mid-air rescue

نجات در هوا

mid-air stall

قفل شدن در هوا

in mid-air

در هوا

mid-air turn

چرخش در هوا

mid-air break

توقف در هوا

mid-air view

نمای هوایی

mid-air catch

گرفتن در هوا

mid-air acrobatics

آکروباتیک هوایی

جملات نمونه

the drone hovered mid-air, capturing stunning aerial footage.

پهپاد در هوا معلق بود و تصاویر هوایی خیره‌کننده را ضبط می‌کرد.

a magician made the playing card disappear mid-air.

یک شعبده‌باز کارت بازی را در هوا ناپدید کرد.

the stuntman jumped mid-air, landing safely on the platform.

قهرمان بدل در هوا پرید و با موفقیت روی سکو فرود آمد.

the kite danced gracefully mid-air, carried by the wind.

بادبادک به زیبایی در هوا می‌رقصید، که توسط باد حمل می‌شد.

the basketball player released the ball mid-air, aiming for the hoop.

بازیکن بسکتبال توپ را در هوا رها کرد و به سمت سبد رفت.

the fireworks exploded mid-air, creating a beautiful display.

آتش‌بازی در هوا منفجر شد و یک نمایش زیبا ایجاد کرد.

the bird caught the insect mid-air with incredible speed.

پرنده با سرعت باورنکردنی حشره را در هوا گرفت.

the feeling of weightlessness was exhilarating mid-air during the jump.

احساس بی‌وزنی در حین پرش در هوا بسیار هیجان‌انگیز بود.

the gymnast performed a flip mid-air, showcasing her athleticism.

ژیمناست یک حرکت چرخشی در هوا انجام داد و توانایی بدنی خود را نشان داد.

the helicopter remained suspended mid-air, providing a clear view.

هلیکوپتر در هوا معلق ماند و یک نمای واضح ارائه داد.

the balloon drifted slowly mid-air, a colorful sight to behold.

بادکنک به آرامی در هوا شناور شد، یک منظره رنگارنگ برای تماشا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید