miffs

[ایالات متحده]/mɪfs/
[بریتانیا]/mɪfs/

ترجمه

v. آزار دادن یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

miffs and grumbles

حرف‌های ناراحت‌کننده و غرغرها

miffs over details

حرف‌های ناراحت‌کننده درباره جزئیات

miffs at work

حرف‌های ناراحت‌کننده در محل کار

miffs for fun

حرف‌های ناراحت‌کننده برای تفریح

miffs about rules

حرف‌های ناراحت‌کننده درباره قوانین

miffs in meetings

حرف‌های ناراحت‌کننده در جلسات

miffs with friends

حرف‌های ناراحت‌کننده با دوستان

miffs and moans

حرف‌های ناراحت‌کننده و آه و ناله

miffs on issues

حرف‌های ناراحت‌کننده درباره مسائل

miffs about changes

حرف‌های ناراحت‌کننده درباره تغییرات

جملات نمونه

she miffs easily when things don't go her way.

او به راحتی از آنچه که طبق میل او پیش نمی‌رود ناراحت می‌شود.

his comments miffs her, making her walk away.

نظرات او باعث ناراحتی او می‌شود و باعث می‌شود او از آنجا دور شود.

don't miffs your friends with harsh words.

دوستان خود را با کلمات تند ناراحت نکنید.

it miffs me when people interrupt during meetings.

وقتی مردم در جلسات صحبت می‌کنند، من را ناراحت می‌کند.

she often miffs at minor inconveniences.

او اغلب به خاطر مشکلات جزئی ناراحت می‌شود.

his attitude miffs the entire team.

رفتار او کل تیم را ناراحت می‌کند.

it miffs me when plans change at the last minute.

وقتی برنامه‌ها در آخرین لحظه تغییر می‌کنند، من را ناراحت می‌کند.

she miffs whenever someone criticizes her work.

او هر زمان که کسی از کارش انتقاد می‌کند، ناراحت می‌شود.

he tends to miffs over trivial matters.

او معمولاً به خاطر مسائل جزئی ناراحت می‌شود.

don't let little things miffs you; stay calm.

نگذارید مسائل کوچک شما را ناراحت کنند؛ آرام باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید