high milages
مسافتهای زیاد
low milages
مسافتهای کم
average milages
مسافتهای متوسط
increased milages
مسافتهای افزایش یافته
fuel milages
مصرف سوخت
annual milages
مسافتهای سالانه
total milages
مسافت کل
estimated milages
مسافتهای تخمینی
reported milages
مسافتهای گزارش شده
normal milages
مسافتهای معمول
we need to track our milages for the trip.
ما نیاز داریم سفرهای خود را پیگیری کنیم.
higher milages often mean more wear and tear.
مسافتهای بیشتر اغلب به معنای سایش و پارگی بیشتر است.
she keeps a log of her milages for maintenance.
او یک گزارش از مسافت پیموده شده وسيله نقليه خود برای تعمیر و نگهداری نگه میدارد.
fuel efficiency can vary based on milages.
راندمان سوخت میتواند بر اساس مسافت پیموده شده متفاوت باشد.
he drives a lot, so his milages add up quickly.
او زیاد رانندگی میکند، بنابراین مسافت پیموده شده او به سرعت جمع میشود.
we should calculate the total milages before selling the car.
ما باید قبل از فروش خودرو مسافت پیموده شده کل را محاسبه کنیم.
her vehicle has impressive milages for its age.
وسيله نقليه او با توجه به سنش مسافت پیموده شده قابل توجهی دارد.
newer models tend to have better milages.
مدلهای جدیدتر معمولاً مسافت پیموده شده بهتری دارند.
he was surprised by the milages on his last road trip.
او از مسافت پیموده شده در آخرین سفر جاده خود متعجب بود.
high milages
مسافتهای زیاد
low milages
مسافتهای کم
average milages
مسافتهای متوسط
increased milages
مسافتهای افزایش یافته
fuel milages
مصرف سوخت
annual milages
مسافتهای سالانه
total milages
مسافت کل
estimated milages
مسافتهای تخمینی
reported milages
مسافتهای گزارش شده
normal milages
مسافتهای معمول
we need to track our milages for the trip.
ما نیاز داریم سفرهای خود را پیگیری کنیم.
higher milages often mean more wear and tear.
مسافتهای بیشتر اغلب به معنای سایش و پارگی بیشتر است.
she keeps a log of her milages for maintenance.
او یک گزارش از مسافت پیموده شده وسيله نقليه خود برای تعمیر و نگهداری نگه میدارد.
fuel efficiency can vary based on milages.
راندمان سوخت میتواند بر اساس مسافت پیموده شده متفاوت باشد.
he drives a lot, so his milages add up quickly.
او زیاد رانندگی میکند، بنابراین مسافت پیموده شده او به سرعت جمع میشود.
we should calculate the total milages before selling the car.
ما باید قبل از فروش خودرو مسافت پیموده شده کل را محاسبه کنیم.
her vehicle has impressive milages for its age.
وسيله نقليه او با توجه به سنش مسافت پیموده شده قابل توجهی دارد.
newer models tend to have better milages.
مدلهای جدیدتر معمولاً مسافت پیموده شده بهتری دارند.
he was surprised by the milages on his last road trip.
او از مسافت پیموده شده در آخرین سفر جاده خود متعجب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید