milages

[ایالات متحده]/ˈmaɪlɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈmaɪlɪdʒɪz/

ترجمه

n. کل مسافت طی شده به مایل؛ مقدار پولی که برای سفر یا بارگیری دریافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

high milages

مسافت‌های زیاد

low milages

مسافت‌های کم

average milages

مسافت‌های متوسط

increased milages

مسافت‌های افزایش یافته

fuel milages

مصرف سوخت

annual milages

مسافت‌های سالانه

total milages

مسافت کل

estimated milages

مسافت‌های تخمینی

reported milages

مسافت‌های گزارش شده

normal milages

مسافت‌های معمول

جملات نمونه

we need to track our milages for the trip.

ما نیاز داریم سفرهای خود را پیگیری کنیم.

higher milages often mean more wear and tear.

مسافت‌های بیشتر اغلب به معنای سایش و پارگی بیشتر است.

she keeps a log of her milages for maintenance.

او یک گزارش از مسافت پیموده شده وسيله نقليه خود برای تعمیر و نگهداری نگه می‌دارد.

fuel efficiency can vary based on milages.

راندمان سوخت می‌تواند بر اساس مسافت پیموده شده متفاوت باشد.

he drives a lot, so his milages add up quickly.

او زیاد رانندگی می‌کند، بنابراین مسافت پیموده شده او به سرعت جمع می‌شود.

we should calculate the total milages before selling the car.

ما باید قبل از فروش خودرو مسافت پیموده شده کل را محاسبه کنیم.

her vehicle has impressive milages for its age.

وسيله نقليه او با توجه به سنش مسافت پیموده شده قابل توجهی دارد.

newer models tend to have better milages.

مدل‌های جدیدتر معمولاً مسافت پیموده شده بهتری دارند.

he was surprised by the milages on his last road trip.

او از مسافت پیموده شده در آخرین سفر جاده خود متعجب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید