milcher

[ایالات متحده]/ˈmɪltʃə/
[بریتانیا]/ˈmɪltʃər/

ترجمه

n. پستانداری که شیر تولید می‌کند
شکل‌های واژه
جمعmilchers

عبارات و ترکیب‌ها

milcher cow

گاو دوش

milcher feed

خوراک دوش

milcher farm

دامداری دوش

milcher production

تولید دوش

milcher breed

نژاد دوش

milcher herd

گله دوش

milcher milk

شیر دوش

milcher quality

کیفیت دوش

milcher industry

صنعت دوش

milcher genetics

ژنتیک دوش

جملات نمونه

she decided to become a milcher after visiting the dairy farm.

او تصمیم گرفت بعد از بازدید از مزرعه لبنیات، به دوشتنی تبدیل شود.

the milcher works early in the morning to collect fresh milk.

دوشتنی صبح زود برای جمع آوری شیر تازه کار می کند.

being a milcher requires a lot of patience and skill.

بودن یک دوشتنی به صبر و مهارت زیادی نیاز دارد.

the milcher used special equipment to ensure the cows were comfortable.

دوشتنی از تجهیزات ویژه برای اطمینان از راحتی گاوها استفاده کرد.

every milcher has to follow strict hygiene protocols.

هر دوشتنی باید پروتکل های بهداشتی سخت را رعایت کند.

after training, he became a skilled milcher.

پس از آموزش، او به یک دوشتنی ماهر تبدیل شد.

the milcher checks the quality of the milk before processing.

دوشتنی قبل از فرآوری کیفیت شیر را بررسی می کند.

she enjoys her job as a milcher because she loves animals.

او از کارش به عنوان دوشتنی لذت می برد زیرا عاشق حیوانات است.

the milcher's job is crucial in the dairy production process.

کار دوشتنی در فرآیند تولید لبنیات بسیار مهم است.

every day, the milcher arrives at the farm before sunrise.

هر روز، دوشتنی قبل از طلوع خورشید در مزرعه حاضر می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید