troops

[ایالات متحده]/truːps/
[بریتانیا]/trups/

ترجمه

n. سربازانی که در گروه‌هایی در یک نبرد می‌جنگند

عبارات و ترکیب‌ها

troops arrive

نیروها می‌رسند

troops march

نیروها پیشروی می‌کنند

troops deploy

نیروها مستقر می‌شوند

troops advance

نیروها به جلو می‌روند

troops retreat

نیروها عقب‌نشینی می‌کنند

troop movements

جابجایی نیروها

troops stationed

نیروهای مستقر

troops reinforce

نیروها تقویت می‌شوند

troops secure

نیروها امنیت را برقرار می‌کنند

troop strength

قدرت نیروها

جملات نمونه

the troops advanced cautiously through the dense jungle.

نیروها با احتیاط و به آرامی از میان جنگل انبوه پیشروی کردند.

troops were deployed to secure the border region.

نیروها برای تأمین امنیت منطقه مرزی مستقر شدند.

reinforcements and supplies arrived for the beleaguered troops.

نیروها و تدارکات برای نیروهای محاصره شده رسید.

the general inspected the troops before the mission.

ژنرال قبل از ماموریت، نیروها را بازرسی کرد.

troops patrolled the streets to maintain order.

نیروها برای حفظ نظم در خیابان‌ها گشت می‌زدند.

the troops faced a formidable enemy on the battlefield.

نیروها با دشمنی قدرتمند در میدان جنگ روبرو شدند.

morale was high among the troops despite the challenges.

با وجود چالش‌ها، روحیه نیروها بالا بود.

troops established a defensive perimeter around the city.

نیروها یک حصار دفاعی در اطراف شهر ایجاد کردند.

the troops received orders to withdraw from the area.

نیروها دستور عقب‌نشینی از منطقه را دریافت کردند.

elite troops were sent to neutralize the threat.

نیروهای ویژه برای خنثی کردن تهدید اعزام شدند.

troops conducted training exercises in the desert.

نیروها تمرینات نظامی را در صحرا انجام دادند.

the troops suffered heavy casualties during the attack.

در جریان حمله تلفات سنگینی در بین نیروها به وجود آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید