millicurie measurement
سنجش میلیکیوری
millicurie dosage
دوز میلیکیوری
millicurie activity
فعالیت میلیکیوری
millicurie level
سطح میلیکیوری
millicurie unit
واحد میلیکیوری
millicurie source
منبع میلیکیوری
millicurie calibration
کالیبراسیون میلیکیوری
millicurie standard
استاندارد میلیکیوری
millicurie test
تست میلیکیوری
millicurie measurement unit
واحد اندازهگیری میلیکیوری
the doctor recommended a dosage of 5 millicuries for the treatment.
پزشک دوز 5 میلیکیوری برای درمان توصیه کرد.
one millicurie of radioactivity is often used in medical imaging.
یک میلیکیوری رادیواکتیویته اغلب در تصویربرداری پزشکی استفاده میشود.
she received a millicurie injection for her thyroid condition.
او برای مشکل تیروئید خود، تزریق میلیکیوری دریافت کرد.
the lab measured the sample at 10 millicuries.
آزمایشگاه نمونه را در 10 میلیکیوری اندازهگیری کرد.
safety protocols are crucial when handling millicuries of radioactive material.
رعایت پروتکلهای ایمنی هنگام کار با میلیکیوری مواد رادیواکتیو بسیار مهم است.
they calculated the activity in millicuries for the experiment.
آنها فعالیت را به میلیکیوری برای آزمایش محاسبه کردند.
millicuries are a standard unit used in nuclear medicine.
میلیکیوری یک واحد استاندارد مورد استفاده در پزشکی هستهای است.
her treatment plan included a total of 15 millicuries over three sessions.
برنامه درمانی او شامل مجموعاً 15 میلیکیوری در طول سه جلسه بود.
understanding millicuries is important for radiology technicians.
درک میلیکیوری برای تکنسینهای رادیولوژی مهم است.
the radioactive source was labeled with its activity in millicuries.
منبع رادیواکتیو با فعالیت آن به میلیکیوری برچسبگذاری شده بود.
millicurie measurement
سنجش میلیکیوری
millicurie dosage
دوز میلیکیوری
millicurie activity
فعالیت میلیکیوری
millicurie level
سطح میلیکیوری
millicurie unit
واحد میلیکیوری
millicurie source
منبع میلیکیوری
millicurie calibration
کالیبراسیون میلیکیوری
millicurie standard
استاندارد میلیکیوری
millicurie test
تست میلیکیوری
millicurie measurement unit
واحد اندازهگیری میلیکیوری
the doctor recommended a dosage of 5 millicuries for the treatment.
پزشک دوز 5 میلیکیوری برای درمان توصیه کرد.
one millicurie of radioactivity is often used in medical imaging.
یک میلیکیوری رادیواکتیویته اغلب در تصویربرداری پزشکی استفاده میشود.
she received a millicurie injection for her thyroid condition.
او برای مشکل تیروئید خود، تزریق میلیکیوری دریافت کرد.
the lab measured the sample at 10 millicuries.
آزمایشگاه نمونه را در 10 میلیکیوری اندازهگیری کرد.
safety protocols are crucial when handling millicuries of radioactive material.
رعایت پروتکلهای ایمنی هنگام کار با میلیکیوری مواد رادیواکتیو بسیار مهم است.
they calculated the activity in millicuries for the experiment.
آنها فعالیت را به میلیکیوری برای آزمایش محاسبه کردند.
millicuries are a standard unit used in nuclear medicine.
میلیکیوری یک واحد استاندارد مورد استفاده در پزشکی هستهای است.
her treatment plan included a total of 15 millicuries over three sessions.
برنامه درمانی او شامل مجموعاً 15 میلیکیوری در طول سه جلسه بود.
understanding millicuries is important for radiology technicians.
درک میلیکیوری برای تکنسینهای رادیولوژی مهم است.
the radioactive source was labeled with its activity in millicuries.
منبع رادیواکتیو با فعالیت آن به میلیکیوری برچسبگذاری شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید