milline

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪn/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪn/

ترجمه

n. واحد اندازه‌گیری برابر با یک میلیون خط (در تبلیغات)
Word Forms
جمعmillines

عبارات و ترکیب‌ها

milline design

طراحی میلینه

milline style

سبک میلینه

milline concept

مفهوم میلینه

milline project

پروژه میلینه

milline collection

کلکسیون میلینه

milline brand

برند میلینه

milline approach

رویکرد میلینه

milline technique

تکنیک میلینه

milline innovation

نوآوری میلینه

milline trend

روند میلینه

جملات نمونه

milline is an essential part of our daily lives.

می‌لینه بخش ضروری زندگی روزمره ما است.

we need to milline the ingredients before cooking.

ما باید مواد لازم را قبل از پختن، می‌لینه کنیم.

the milline process can be time-consuming.

فرآیند می‌لینه می‌تواند زمان‌بر باشد.

she decided to milline the coffee beans for a fresher taste.

او تصمیم گرفت برای داشتن طعم بهتر، قهوه را می‌لینه کند.

milline flour is often used in baking.

آرد می‌لینه اغلب در پخت و پز استفاده می‌شود.

he prefers to milline his spices for better flavor.

او ترجیح می‌دهد ادویه‌های خود را برای داشتن طعم بهتر، می‌لینه کند.

milline can improve the texture of the dish.

می‌لینه می‌تواند بافت غذا را بهبود بخشد.

they use a special tool to milline the grains.

آنها از یک ابزار خاص برای می‌لینه کردن دانه‌ها استفاده می‌کنند.

it's important to milline the sugar for the recipe.

برای دستور العمل، مهم است که شکر را می‌لینه کنید.

after milline, the mixture became smooth and creamy.

پس از می‌لینه، مخلوط صاف و خامه‌ای شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید