thousand-legs

[ایالات متحده]/[ˈθaʊznd lɛɡz]/
[بریتانیا]/[ˈθaʊznd lɛɡz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حشره بزرگ بدون بال و گونه‌ای از کلاس چیلوپودا؛ یک موجود افسانه‌ای با هزار پا، معمولاً در افسانه‌های ژاپنی مرتبط است.
adj. دارای چند پا؛ چهارچوب پاهاي زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

thousand-legs run

پرندگان هزار پا دویدن

thousand-legs walk

پرندگان هزار پا راه رفتن

thousand-legs crawl

پرندگان هزار پا زل زدن

thousand-legs move

پرندگان هزار پا حرکت کردن

thousand-legs gather

پرندگان هزار پا جمع شدن

thousand-legs swarm

پرندگان هزار پا جمع شدن

thousand-legs found

پرندگان هزار پا یافت شدن

thousand-legs species

نوع پرندگان هزار پا

thousand-legs habitat

زیستگاه پرندگان هزار پا

thousand-legs life

زندگی پرندگان هزار پا

جملات نمونه

the ancient legend spoke of a thousand-legs guarding the hidden treasure.

پرچم قدیمی درباره یک هزار پا که گوهر پنهان را می‌گarde می‌گوید.

researchers discovered a new species of thousand-legs in the amazon rainforest.

پژوهشگران یک گونه جدید از هزار پا در جنگل‌های امazon کشف کردند.

the artist's sculpture featured a swirling mass of thousand-legs and vines.

موزاییک هنرمند شامل یک جمعیت گردیده از هزار پا و گیاهان بود.

he felt a shiver down his spine imagining a thousand-legs crawling on him.

او احساس سرما را در پشت استخوان‌های خود داشت وقتی در ذهن خود یک هزار پا روی او حرکت می‌کرد.

the children were fascinated by the tiny thousand-legs scurrying across the forest floor.

کودکان به هزار پای کوچکی که روی زمین جنگل در حال حرکت بودند علاقه‌مند بودند.

the biologist studied the thousand-legs' unique defense mechanisms.

بیولوژیست مکانیزم‌های دفاعی منحصر به فرد هزار پا را مطالعه کرد.

the game involved collecting a thousand-legs to unlock the final level.

این بازی شامل جمع‌آوری یک هزار پا برای باز کردن سطح نهایی بود.

the poem described a landscape teeming with a thousand-legs and other creatures.

این شعر یک منظره‌ای را توصیف می‌کرد که پر از هزار پا و موجودات دیگر بود.

the farmer carefully avoided stepping on the thousand-legs in the field.

کشاورز با دقت از روی هزار پا در میدان گام نمی‌زد.

the documentary showed the life cycle of a thousand-legs in detail.

مستند فرآیند زندگی یک هزار پا را به طور جزئی نشان داد.

the myth warned of a monstrous thousand-legs dwelling in the dark caves.

این افسانه از یک هزار پا وحشی که در غارهای تاریک زندگی می‌کرد هشدار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید