millisecond blasting
انفجار میلیثانیهای
A millisecond pulsar is a supercompact neutron star, whose spin is highly accelerated by mass transferred from a companion star.
یک پالسار میلی ثانیه ای یک ستاره نوترونی فوق متراکم است که چرخش آن به شدت توسط جرم منتقل شده از یک ستاره همراه تسریع می شود.
The car accelerated from 0 to 60 miles per hour in a millisecond.
خودرو از سرعت 0 تا 60 مایل در ساعت در عرض یک هزارم ثانیه شتاب گرفت.
In a millisecond, he made a decision that changed his life forever.
در عرض یک هزارم ثانیه، تصمیمی گرفت که زندگیاش را برای همیشه تغییر داد.
The computer can process millions of calculations in a millisecond.
کامپیوتر میتواند میلیونها محاسبه را در عرض یک هزارم ثانیه انجام دهد.
The lightning struck in a millisecond, illuminating the dark sky.
رعد و برق در عرض یک هزارم ثانیه برخورد کرد و آسمان تاریک را روشن کرد.
She dodged the bullet in a millisecond, narrowly avoiding injury.
در عرض یک هزارم ثانیه از گلوله جا خالی داد و به طرز خطرناکی از آسیبدیدگی جلوگیری کرد.
The athlete's reflexes were so quick that he could react in a millisecond.
غریزه ورزشکار به گونهای سریع بود که میتوانست در عرض یک هزارم ثانیه واکنش نشان دهد.
The camera captured the millisecond when the fireworks exploded in the sky.
دوربین لحظهای را که آتشبازی در آسمان منفجر شد، ضبط کرد.
The millisecond before the deadline, he submitted his final project.
در لحظهای قبل از مهلت مقرر، پروژه نهایی خود را ارسال کرد.
The millisecond hand on the clock moved quickly, marking the passage of time.
در عرض یک هزارم ثانیه، عقربه ساعت به سرعت حرکت کرد و گذر زمان را نشان داد.
In a millisecond, everything changed, and she knew there was no going back.
در عرض یک هزارم ثانیه، همه چیز تغییر کرد و او فهمید که راهی برای بازگشت وجود ندارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید