second

[ایالات متحده]/'sek(ə)nd/
[بریتانیا]/'sɛkənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که بعد از اولین می‌آید؛ یک دستیار از رتبه دوم
pron. کسی که بعد از اولین می‌آید
num. 2
adj. از کیفیت یا اهمیت پایین‌تر
adv. بعد از اولین از نظر ترتیب
vt. برای حمایت از یک پیشنهاد.

عبارات و ترکیب‌ها

second place

مقام دوم

second chance

شانس دوم

second hand

دست دوم

second thoughts

بار دوم فکر کردن

second opinion

نظر دوم

second half

نیمه دوم

second time

زمان دوم

second order

سفارش دوم

second world

دنیای دوم

second world war

جنگ جهانی دوم

second stage

مرحله دوم

for a second

برای یک لحظه

second generation

نسل دوم

per second

در ثانیه

second floor

طبقه دوم

second class

کلاس دوم

in a second

در یک لحظه

second level

سطح دوم

second to none

تاپ

second best

بهتر از هیچ

second harmonic

هارمونیک دوم

جملات نمونه

the second impression of the second edition

نسخه دوم، تأثیر دوم

an equation of the second degree.

یک معادله درجه دوم.

the second law of thermodynamics.

قانون دوم ترمودینامیک

French as a second language.

فرانسوی به عنوان زبان دوم

cloth of second quality

پارچه با کیفیت دوم

second involute of the circle

محور دوم دایره

surd of second degree

ریشه دوم

a student in the second grade

یک دانش آموز در پایه دوم

the mare's second birth.

تولد دوم مادی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید