milliseconds

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪsɛkəndz/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪˌsɛkəndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع میلی‌ثانیه، واحد زمان معادل یک هزارم ثانیه

عبارات و ترکیب‌ها

response time milliseconds

زمان پاسخ میلی‌ثانیه

delay in milliseconds

تاخیر در میلی‌ثانیه

processing milliseconds

پردازش میلی‌ثانیه

measured in milliseconds

اندازه‌گیری شده به میلی‌ثانیه

milliseconds to seconds

میلی‌ثانیه به ثانیه

milliseconds of delay

میلی‌ثانیه تاخیر

milliseconds per frame

میلی‌ثانیه در هر فریم

milliseconds apart

میلی‌ثانیه جدا از هم

wait for milliseconds

منتظر میلی‌ثانیه

milliseconds response

پاسخ میلی‌ثانیه

جملات نمونه

the reaction time was measured in milliseconds.

زمان واکنش به میلی‌ثانیه اندازه‌گیری شد.

he can complete the task in just a few milliseconds.

او می‌تواند این کار را در عرض چند میلی‌ثانیه به پایان برساند.

data transfer speeds can reach hundreds of milliseconds.

سرعت انتقال داده‌ها می‌تواند به صدها میلی‌ثانیه برسد.

every millisecond counts in a competitive race.

در یک مسابقه رقابتی، هر میلی‌ثانیه مهم است.

the computer processes information in milliseconds.

کامپیوتر اطلاعات را در میلی‌ثانیه پردازش می‌کند.

latency in the network was reduced to a few milliseconds.

تاخیر در شبکه به چند میلی‌ثانیه کاهش یافت.

he can react to stimuli in less than 200 milliseconds.

او می‌تواند در کمتر از 200 میلی‌ثانیه به محرک‌ها واکنش نشان دهد.

the system updates its status every few milliseconds.

سیستم وضعیت خود را هر چند میلی‌ثانیه به‌روزرسانی می‌کند.

milliseconds can make a difference in high-speed sports.

میلی‌ثانیه می‌تواند در ورزش‌های پرسرعت تفاوت ایجاد کند.

the timer counts down in milliseconds.

شمارش معکوس ثانیه شمار به میلی‌ثانیه می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید