mina

[ایالات متحده]/'mainə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی باستانی از ارز و وزن یونان.
Word Forms
جمعminas

جملات نمونه

After the depressing events of the last few months, Mina felt that it was time to put a little joie de vivre back into their lives.

پس از وقایع ناراحت‌کننده چند ماه گذشته، مینا احساس کرد که وقت آن رسیده که کمی شادی را به زندگی خود بازگرداند.

Mina loves to dance.

مینا عاشق رقص است.

Let's invite Mina to the party.

بیایید مینا را به مهمانی دعوت کنیم.

Mina is a talented singer.

مینا یک خواننده با استعداد است.

Do you know Mina's favorite food?

آیا می‌دانید غذای مورد علاقه مینا چیست؟

Mina's birthday is next week.

تولد مینا هفته آینده است.

Mina and her friends went shopping together.

مینا و دوستانش با هم خرید کردند.

Mina always wears stylish clothes.

مینا همیشه لباس‌های شیک می‌پوشد.

Mina speaks fluent Chinese.

مینا به زبان چینی صحبت می‌کند.

Let's ask Mina for advice on this matter.

بیایید از مینا در مورد این موضوع مشورت بگیریم.

Mina enjoys reading books in her free time.

مینا از خواندن کتاب در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید