miniaturisation

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فناوری مینیاتوریزاسیون
Word Forms

نمونه‌های واقعی

Calculators drove the miniaturisation and democratisation of computing.

ماشین‌حساب‌ها باعث کوچک‌سازی و دموکراتیک‌سازی محاسبات شدند.

منبع: The Economist Culture

Add to that, no central powerful computer to coordinate the whole affair, and the system seems a shoo-in for miniaturisation — imagine swarms of particle robot surgeons inside your body.

به این هم اضافه کنید که هیچ کامپیوتر قدرتمند مرکزی برای هماهنگی کل موضوع وجود ندارد و به نظر می‌رسد سیستم برای کوچک‌سازی مناسب است - تصور کنید که دسته‌هایی از ربات‌های جراح ذرات داخل بدن شما وجود دارند.

منبع: Nature Magazine: Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید