minivan

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪvæn/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪvæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ون کوچک که برای حمل و نقل مسافران طراحی شده است

عبارات و ترکیب‌ها

family minivan

مینی ون خانوادگی

minivan rental

اجاره مینی ون

minivan trip

سفر با مینی ون

minivan service

خدمات مینی ون

minivan features

ویژگی‌های مینی ون

minivan model

مدل مینی ون

minivan safety

ایمنی مینی ون

minivan capacity

ظرفیت مینی ون

minivan accessories

لوازم جانبی مینی ون

minivan interior

داخلی مینی ون

جملات نمونه

we decided to rent a minivan for our family road trip.

ما تصمیم گرفتیم برای سفر جاده‌ای خانوادگی خود یک ون اجاره کنیم.

the minivan has plenty of space for our luggage.

ون فضای زیادی برای چمدان‌های ما دارد.

she prefers driving a minivan because it's more comfortable.

او ترجیح می‌دهد یک ون را براند زیرا راحت‌تر است.

we packed the minivan with snacks for the kids.

ما ون را با تنقلات برای بچه‌ها پر کردیم.

the minivan is perfect for transporting large groups.

ون برای حمل و نقل گروه‌های بزرگ عالی است.

after the concert, we all piled into the minivan.

بعد از کنسرت، همه ما سوار ون شدیم.

he installed a new sound system in his minivan.

او یک سیستم صوتی جدید در ون خود نصب کرد.

minivans are often used by families for everyday transportation.

خانوادگی‌ها اغلب از ون برای حمل و نقل روزانه استفاده می‌کنند.

we love our minivan for its versatility and space.

ما ون خود را به دلیل تطبیق پذیری و فضای آن دوست داریم.

they upgraded to a newer minivan with better fuel efficiency.

آنها به یک ون جدیدتر با بازدهی سوخت بهتر ارتقا دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید