minores

[ایالات متحده]/mɪˈnɔːrɪz/
[بریتانیا]/mɪˈnɔːrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد زیر سن قانونی

عبارات و ترکیب‌ها

minores rights

حقوق کودکان

minores protection

حمایت از کودکان

minores consent

رضایت کودکان

minores welfare

رفاه کودکان

minores issues

مشکلات کودکان

minores laws

قوانین کودکان

minores education

آموزش کودکان

minores safety

ایمنی کودکان

minores services

خدمات کودکان

minores programs

برنامه‌های کودکان

جملات نمونه

minores often face challenges in their education.

کودکان خردسال اغلب با چالش‌هایی در تحصیل خود روبرو هستند.

it is important to protect the rights of minores.

محافظت از حقوق کودکان خردسال مهم است.

minores should be encouraged to participate in sports.

باید کودکان خردسال را به شرکت در ورزش تشویق کرد.

many organizations focus on the welfare of minores.

سازمان‌های زیادی بر رفاه کودکان خردسال تمرکز دارند.

minores are often vulnerable to exploitation.

کودکان خردسال اغلب در برابر استثمار آسیب‌پذیر هستند.

support programs for minores can make a difference.

برنامه‌های حمایتی برای کودکان خردسال می‌توانند تفاوت ایجاد کنند.

minores need guidance to make informed decisions.

کودکان خردسال برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه به راهنمایی نیاز دارند.

there are laws in place to protect minores.

قوانینی برای حمایت از کودکان خردسال وجود دارد.

minores often rely on adults for support.

کودکان خردسال اغلب برای حمایت به بزرگسالان متکی هستند.

education programs for minores are essential for their development.

برنامه‌های آموزشی برای کودکان خردسال برای رشد و توسعه آنها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید