minorss

[ایالات متحده]/ˈmaɪnəz/
[بریتانیا]/ˈmaɪnərz/

ترجمه

n. جمع minor؛ افرادی که به سن بلوغ نرسیده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

underage minors

Persian_translation

minors allowed

Persian_translation

no minors

Persian_translation

جملات نمونه

laws protect minors from exploitation.

قوانین از جوانان در برابر استثمار محافظت می‌کنند.

minors are not allowed to purchase alcohol.

به جوانان اجازه خرید الکل داده نمی‌شود.

the program is designed for minors.

این برنامه برای جوانان طراحی شده است.

minors require parental consent for medical treatment.

جوانان برای درمان پزشکی به رضایت والدین نیاز دارند.

several minors were injured in the accident.

چندین جوان در این حادثه مجروح شدند.

minors should not be exposed to violent content.

جوانان نباید در معرض محتوای خشونت‌آمیز قرار گیرند.

the restaurant employs several minors as servers.

رستوران چندین جوان را به عنوان گارسون استخدام می‌کند.

minors interested in the program should apply online.

جوانانی که به این برنامه علاقه دارند باید به صورت آنلاین درخواست دهند.

parents must accompany minors under 12 years old.

والدین باید همراه با جوانان زیر 12 سال باشند.

the court appointed a guardian for the minors.

دادگاه سرپرستی برای جوانان تعیین کرد.

minors are entitled to free education.

جوانان به آموزش رایگان واجد شرایط هستند.

smoking is strictly prohibited for minors.

مصرف دخانیات برای جوانان به شدت ممنوع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید