mioses

[ایالات متحده]/maɪˈəʊsɪs/
[بریتانیا]/maɪˈoʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تقسیم میوز در سلول‌های جنسی؛ کاهش اندازه مردمک

عبارات و ترکیب‌ها

miosis reflex

رفلکس میوزیس

miosis response

پاسخ میوزیس

miosis effect

اثر میوزیس

miosis condition

وضعیت میوزیس

miosis mechanism

مکانیسم میوزیس

miosis treatment

درمان میوزیس

miosis causes

علت های میوزیس

miosis drugs

داروهای میوزیس

miosis symptoms

علائم میوزیس

miosis assessment

ارزیابی میوزیس

جملات نمونه

the doctor noted the presence of miosis in the patient's eyes.

پزشک به وجود میوزیس در چشمان بیمار اشاره کرد.

miosis can be a sign of certain neurological conditions.

میوزیس می‌تواند نشانه‌ای از شرایط عصبی خاص باشد.

during the examination, miosis was observed under bright light.

در طول معاینه، میوزیس در نور شدید مشاهده شد.

some medications can cause miosis as a side effect.

برخی داروها می‌توانند باعث بروز میوزیس به عنوان یک عارضه جانبی شوند.

she experienced miosis after using the eye drops.

او پس از استفاده از قطره‌های چشمی دچار میوزیس شد.

miosis is often associated with increased parasympathetic activity.

میوزیس اغلب با افزایش فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک همراه است.

the presence of miosis may indicate exposure to opioids.

وجود میوزیس ممکن است نشان‌دهنده قرار گرفتن در معرض مواد افیونی باشد.

he was diagnosed with miosis following his eye examination.

پس از معاینه چشم، او به میوزیس مبتلا تشخیص داده شد.

miosis can affect how light enters the eye.

میوزیس می‌تواند نحوه ورود نور به چشم را تحت تأثیر قرار دهد.

understanding miosis is important for medical students.

درک میوزیس برای دانشجویان پزشکی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید