misconceives

[ایالات متحده]/ˌmɪs.kənˈsiːvz/
[بریتانیا]/ˌmɪs.kənˈsiːvz/

ترجمه

v. درباره چیزی ایده نادرستی داشتن؛ سوءتفاهم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misconceives reality

سوء برداشت از واقعیت

misconceives intentions

سوء برداشت از مقاصد

misconceives facts

سوء برداشت از حقایق

misconceives motives

سوء برداشت از انگیزه ها

misconceives information

سوء برداشت از اطلاعات

misconceives outcomes

سوء برداشت از نتایج

misconceives consequences

سوء برداشت از عواقب

misconceives problems

سوء برداشت از مشکلات

misconceives ideas

سوء برداشت از ایده ها

misconceives beliefs

سوء برداشت از باورها

جملات نمونه

she often misconceives his intentions.

او اغلب قصد او را نادرست درک می‌کند.

many people misconceive the meaning of success.

بسیاری از مردم معنای موفقیت را نادرست درک می‌کنند.

he misconceives the importance of teamwork.

او اهمیت کار گروهی را نادرست درک می‌کند.

don't misconceive my words; i mean well.

اشتباه متوجه نشوید، من منظور خوبی دارم.

she misconceives the concept of love.

او مفهوم عشق را نادرست درک می‌کند.

people often misconceive the effects of climate change.

مردم اغلب اثرات تغییرات آب و هوایی را نادرست درک می‌کنند.

he misconceives the role of education in society.

او نقش آموزش در جامعه را نادرست درک می‌کند.

she misconceives the challenges of parenting.

او چالش‌های فرزندپروری را نادرست درک می‌کند.

it's easy to misconceive cultural differences.

تشخیص تفاوت‌های فرهنگی آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید