misdate

[ایالات متحده]/mɪsˈdeɪt/
[بریتانیا]/mɪsˈdeɪt/

ترجمه

vt. پر کردن یک تاریخ نادرست
n. یک تاریخ نادرست
Word Forms
قسمت سوم فعلmisdated
زمان گذشتهmisdated
صفت یا فعل حال استمراریmisdating
شکل سوم شخص مفردmisdates

عبارات و ترکیب‌ها

misdate document

اسناد نادرست

misdate report

گزارش نادرست

misdate event

رویداد نادرست

misdate invoice

فاکتور نادرست

misdate transaction

معامله نادرست

misdate record

ثبت‌نام نادرست

misdate entry

ورود نادرست

misdate file

فایل نادرست

misdate schedule

برنامه نادرست

misdate application

درخواست نادرست

جملات نمونه

they misdate the documents, causing confusion.

آنها اسناد را به اشتباه تاریخ‌گذاری می‌کنند و باعث سردرگمی می‌شوند.

it's easy to misdate events when you're in a hurry.

وقتی عجله دارید، به اشتباه رویدادها را تاریخ‌گذاری کردن آسان است.

the report was misdated by a month.

گزارش یک ماه به اشتباه تاریخ‌گذاری شده بود.

she realized she had misdated her appointment.

او متوجه شد که قرار ملاقات خود را به اشتباه تاریخ‌گذاری کرده است.

they often misdate historical records.

آنها اغلب سوابق تاریخی را به اشتباه تاریخ‌گذاری می‌کنند.

he didn't mean to misdate the letter.

قصد نداشت نامه را به اشتباه تاریخ‌گذاری کند.

misdating can lead to serious misunderstandings.

به اشتباه تاریخ‌گذاری کردن می‌تواند منجر به سوء تفاهم‌های جدی شود.

we need to check if we misdated the invoices.

ما باید بررسی کنیم که آیا فاکتورها را به اشتباه تاریخ‌گذاری کرده‌ایم یا خیر.

she was embarrassed to have misdated her friend's birthday.

او شرمنده بود که تولد دوست خود را به اشتباه تاریخ‌گذاری کرده بود.

it is crucial to avoid misdating important documents.

اجتناب از به اشتباه تاریخ‌گذاری اسناد مهم بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید