misdating

[ایالات متحده]/mɪsˈdeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/mɪsˈdeɪtɪŋ/

ترجمه

vt. پر کردن تاریخ نادرست
n. تاریخ نادرست پر شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

misdating records

ثبت‌نام‌های نادرست

misdating documents

اسناد نادرست

misdating events

رویدادهای نادرست

misdating information

اطلاعات نادرست

misdating data

داده‌های نادرست

misdating evidence

شواهد نادرست

misdating artifacts

اشیای باستانی نادرست

misdating sources

منابع نادرست

misdating findings

یافته‌های نادرست

misdating analysis

تحلیل نادرست

جملات نمونه

the misdating of the documents led to confusion in the audit.

اشتباه در تاریخ‌گذاری اسناد منجر به سردرگمی در حسابرسی شد.

misdating can result in significant legal issues for the company.

اشتباه در تاریخ‌گذاری می‌تواند منجر به مشکلات قانونی قابل توجه برای شرکت شود.

we noticed a misdating in the shipment records.

ما یک اشتباه در تاریخ‌گذاری در سوابق حمل و نقل متوجه شدیم.

misdating the contract could invalidate the agreement.

تاریخ‌گذاری اشتباه قرارداد می‌تواند توافق را بی‌اعتبار کند.

the historian pointed out the misdating of the artifact.

باستان‌شناس به اشتباه در تاریخ‌گذاری شیء اشاره کرد.

they corrected the misdating in the publication before it went to print.

آنها اشتباه در تاریخ‌گذاری را در نشریه قبل از چاپ آن تصحیح کردند.

misdating can complicate the research process significantly.

تاریخ‌گذاری اشتباه می‌تواند فرآیند تحقیق را به طور قابل توجهی پیچیده کند.

the misdating of the event caused a scheduling conflict.

تاریخ‌گذاری اشتباه رویداد باعث ایجاد تداخل در برنامه ریزی شد.

she was upset about the misdating of her birth certificate.

او در مورد اشتباه در تاریخ‌گذاری گواهی تولدش ناراحت بود.

correcting the misdating was essential for the historical record.

تصحیح اشتباه در تاریخ‌گذاری برای سابقه تاریخی ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید