misfortunates

[ایالات متحده]/mɪsˈfɔːtʃənəts/
[بریتانیا]/mɪsˈfɔːrtʃənəts/

ترجمه

n. افراد ناکام؛ افرادی که از بد شانس یا ناکامی رنج می‌برند

جملات نمونه

charity organizations work tirelessly to shelter the unfortunates who lost their homes in the devastating flood.

سازمان‌های خیریه با حماسه‌ای بی‌وقفه به منظور پناه‌گاهی به ناکام‌هایی که خانه‌هایشان را در جریان سیل ویران‌کننده از دست داده‌اند، تلاش می‌کنند.

volunteers gather every morning to distribute food and warm blankets to the unfortunates living on the streets.

رایش‌های داوطلب هر صبح جمع می‌شوند تا غذا و پتوهای گرم را به ناکام‌هایی که در خیابان زندگی می‌کنند، توزیع کنند.

the local community organized a special program to teach basic skills to the unfortunates who cannot read.

جامعه محلی یک برنامه ویژه را برای آموزش مهارت‌های پایه به ناکام‌هایی که نمی‌توانند بخوانند، ترتیب داده است.

church groups have been providing comfort and support to the unfortunates affected by the economic crisis.

گروه‌های کلیسایی به ناکام‌هایی که تحت تأثیر بحران اقتصادی قرار گرفته‌اند، راحتی و حمایت می‌کنند.

government officials promised to create new jobs and housing for the unfortunates in the rural areas.

مسئولان دولتی قول داده‌اند که در مناطق روستایی شغل‌های جدید و مسکن برای ناکام‌ها ایجاد کنند.

doctors and nurses volunteer their weekends to provide free medical care for the unfortunates without insurance.

پزشکان و پرستاران در ایام ایام پایان هفته خود را به عنوان داوطلب ارائه مراقبت‌های پزشکی رایگان به ناکام‌هایی که بیمه ندارند، به کار می‌گیرند.

social workers strive to protect the unfortunates who have suffered from abuse and neglect.

کارکنان اجتماعی تلاش می‌کنند تا ناکام‌هایی که از خشونت و نادیده گرفته شدن رنج برده‌اند، حمایت کنند.

the documentary aimed to raise awareness about the struggles faced by the unfortunates living in poverty.

این فیلم مستند به منظور افزایش آگاهی درباره‌ی مبارزاتی که ناکام‌هایی که در فقر زندگی می‌کنند، با آن مواجه هستند، ساخته شده است.

generous donors contributed millions of dollars to build schools and hospitals for the unfortunates.

تامین‌کنندگان لطف‌آمیز میلیون‌ها دلار به منظور ساخت مدارس و بیمارستان‌هایی برای ناکام‌ها، تقدیم کردند.

emergency rescue teams rushed to save the unfortunates trapped under the rubble after the earthquake.

تیم‌های نجات اضطراری به سرعت به منظور نجات ناکام‌هایی که پس از زمین‌لرزه زیر خاک‌های لشکن شده‌اند، حرکت کردند.

neighbors came together to help lift the unfortunates out of their difficult circumstances.

هم‌سایه‌ها با هم جمع شدند تا ناکام‌ها را از شرایط دشوار خود بیرون بکشند.

psychologists offer free counseling sessions to help the unfortunates cope with trauma and loss.

روان‌شناسان جلسات مشاوره‌ای رایگان را برای کمک به ناکام‌ها در مقابله با تراوما و از دست دادن ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید