misguides

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈɡaɪdz/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈɡaɪdz/

ترجمه

v. کسی را به سمت اشتباه راهنمایی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misguides decisions

گمراه کردن تصمیمات

misguides actions

گمراه کردن اقدامات

misguides choices

گمراه کردن انتخاب‌ها

misguides beliefs

گمراه کردن باورها

misguides judgments

گمراه کردن قضاوت‌ها

misguides opinions

گمراه کردن نظرات

misguides perceptions

گمراه کردن برداشت‌ها

misguides expectations

گمراه کردن انتظارات

misguides strategies

گمراه کردن استراتژی‌ها

misguides information

گمراه کردن اطلاعات

جملات نمونه

his advice often misguides young entrepreneurs.

توصیه او اغلب کارآفرینان جوان را گمراه می‌کند.

misguides in education can lead to poor learning outcomes.

گمراهی در آموزش می‌تواند منجر به نتایج یادگیری ضعیف شود.

she misguides her team with unclear instructions.

او تیم خود را با دستورالعمل‌های مبهم گمراه می‌کند.

misguides in marketing can damage a brand's reputation.

گمراهی در بازاریابی می‌تواند به شهرت یک برند آسیب برساند.

his misunderstanding of the rules misguides the entire group.

سوء تفاهم او از قوانین کل گروه را گمراه می‌کند.

misguides from unreliable sources can create confusion.

گمراهی از منابع غیرقابل اعتماد می‌تواند باعث سردرگمی شود.

she misguides herself by ignoring the evidence.

او با نادیده گرفتن شواهد خود را گمراه می‌کند.

misguides in travel planning can ruin a vacation.

گمراهی در برنامه‌ریزی سفر می‌تواند تعطیلات را خراب کند.

his misguides during the presentation confused the audience.

گمراهی‌های او در طول ارائه باعث سردرگمی مخاطبان شد.

misguides in financial advice can lead to significant losses.

گمراهی در مشاوره مالی می‌تواند منجر به ضررهای قابل توجهی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید