misdirects

[ایالات متحده]/ˌmɪs.dɪˈrɛkts/
[بریتانیا]/ˌmɪs.dɪˈrɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جهت اشتباهی می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

misdirects attention

حواس‌پرتی

misdirects efforts

تلاش‌ها را منحرف می‌کند

misdirects focus

تمرکز را منحرف می‌کند

misdirects resources

منابع را منحرف می‌کند

misdirects energy

انرژی را منحرف می‌کند

misdirects information

اطلاعات را منحرف می‌کند

misdirects communication

ارتباطات را منحرف می‌کند

misdirects strategy

استراتژی را منحرف می‌کند

misdirects goals

اهداف را منحرف می‌کند

misdirects behavior

رفتار را منحرف می‌کند

جملات نمونه

the misleading information misdirects the audience.

اطلاعات گمراه کننده مخاطبان را منحرف می‌کند.

sometimes, social media misdirects our attention.

گاهی اوقات، رسانه‌های اجتماعی توجه ما را منحرف می‌کنند.

his vague comments misdirected the discussion.

اظهارات مبهم او بحث را منحرف کرد.

overly complex instructions often misdirect users.

دستورالعمل‌های بیش از حد پیچیده اغلب کاربران را منحرف می‌کنند.

the propaganda misdirects public opinion.

تبلیغات، افکار عمومی را منحرف می‌کند.

she misdirects her energy into unproductive tasks.

او انرژی خود را به سمت وظایف غیرمولد منحرف می‌کند.

false leads can misdirect an investigation.

سرنخ‌های نادرست می‌توانند تحقیقات را منحرف کنند.

he misdirects his talents by not focusing on his strengths.

او استعدادهای خود را با عدم تمرکز بر نقاط قوت خود منحرف می‌کند.

misleading signs can misdirect travelers.

علائم گمراه کننده می‌توانند مسافران را منحرف کنند.

she felt that the movie misdirected its plot.

او احساس کرد که فیلم طرح داستان خود را منحرف کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید