misdirects attention
حواسپرتی
misdirects efforts
تلاشها را منحرف میکند
misdirects focus
تمرکز را منحرف میکند
misdirects resources
منابع را منحرف میکند
misdirects energy
انرژی را منحرف میکند
misdirects information
اطلاعات را منحرف میکند
misdirects communication
ارتباطات را منحرف میکند
misdirects strategy
استراتژی را منحرف میکند
misdirects goals
اهداف را منحرف میکند
misdirects behavior
رفتار را منحرف میکند
the misleading information misdirects the audience.
اطلاعات گمراه کننده مخاطبان را منحرف میکند.
sometimes, social media misdirects our attention.
گاهی اوقات، رسانههای اجتماعی توجه ما را منحرف میکنند.
his vague comments misdirected the discussion.
اظهارات مبهم او بحث را منحرف کرد.
overly complex instructions often misdirect users.
دستورالعملهای بیش از حد پیچیده اغلب کاربران را منحرف میکنند.
the propaganda misdirects public opinion.
تبلیغات، افکار عمومی را منحرف میکند.
she misdirects her energy into unproductive tasks.
او انرژی خود را به سمت وظایف غیرمولد منحرف میکند.
false leads can misdirect an investigation.
سرنخهای نادرست میتوانند تحقیقات را منحرف کنند.
he misdirects his talents by not focusing on his strengths.
او استعدادهای خود را با عدم تمرکز بر نقاط قوت خود منحرف میکند.
misleading signs can misdirect travelers.
علائم گمراه کننده میتوانند مسافران را منحرف کنند.
she felt that the movie misdirected its plot.
او احساس کرد که فیلم طرح داستان خود را منحرف کرده است.
misdirects attention
حواسپرتی
misdirects efforts
تلاشها را منحرف میکند
misdirects focus
تمرکز را منحرف میکند
misdirects resources
منابع را منحرف میکند
misdirects energy
انرژی را منحرف میکند
misdirects information
اطلاعات را منحرف میکند
misdirects communication
ارتباطات را منحرف میکند
misdirects strategy
استراتژی را منحرف میکند
misdirects goals
اهداف را منحرف میکند
misdirects behavior
رفتار را منحرف میکند
the misleading information misdirects the audience.
اطلاعات گمراه کننده مخاطبان را منحرف میکند.
sometimes, social media misdirects our attention.
گاهی اوقات، رسانههای اجتماعی توجه ما را منحرف میکنند.
his vague comments misdirected the discussion.
اظهارات مبهم او بحث را منحرف کرد.
overly complex instructions often misdirect users.
دستورالعملهای بیش از حد پیچیده اغلب کاربران را منحرف میکنند.
the propaganda misdirects public opinion.
تبلیغات، افکار عمومی را منحرف میکند.
she misdirects her energy into unproductive tasks.
او انرژی خود را به سمت وظایف غیرمولد منحرف میکند.
false leads can misdirect an investigation.
سرنخهای نادرست میتوانند تحقیقات را منحرف کنند.
he misdirects his talents by not focusing on his strengths.
او استعدادهای خود را با عدم تمرکز بر نقاط قوت خود منحرف میکند.
misleading signs can misdirect travelers.
علائم گمراه کننده میتوانند مسافران را منحرف کنند.
she felt that the movie misdirected its plot.
او احساس کرد که فیلم طرح داستان خود را منحرف کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید