miskey

[ایالات متحده]/ˈmɪs.kiː/
[بریتانیا]/ˈmɪs.ki/

ترجمه

v. اطلاعات را به طور نادرست با استفاده از صفحه کلید وارد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

miskey error

خطای میسکی

miskey input

ورودی میسکی

miskey entry

ورود میسکی

miskey code

کد میسکی

miskey data

داده میسکی

miskey message

پیام میسکی

miskey selection

انتخاب میسکی

miskey field

فیلد میسکی

miskey password

رمز عبور میسکی

miskey command

دستور میسکی

جملات نمونه

he tends to miskey important information in the report.

او معمولاً اطلاعات مهم را در گزارش اشتباه وارد می‌کند.

make sure to double-check your work to avoid miskeying.

حتماً قبل از ارسال، کار خود را دوباره بررسی کنید تا از اشتباه وارد کردن اطلاعات جلوگیری کنید.

she miskeyed her password and couldn't log in.

او رمز عبور خود را اشتباه وارد کرد و نتوانست وارد سیستم شود.

it's easy to miskey numbers when typing quickly.

هنگام تایپ سریع، وارد کردن اعداد به اشتباه آسان است.

he realized he had miskeyed the email address.

او متوجه شد که آدرس ایمیل را اشتباه وارد کرده است.

to prevent miskeying, use a password manager.

برای جلوگیری از اشتباه وارد کردن، از یک مدیر رمز عبور استفاده کنید.

she often miskeys letters when she’s distracted.

وقتی حواسش پرت است، اغلب حروف را اشتباه وارد می‌کند.

miskeying can lead to serious mistakes in data entry.

اشتباه وارد کردن می‌تواند منجر به اشتباهات جدی در ورود داده‌ها شود.

he had to correct several miskeyed entries in the database.

او مجبور شد چندین مورد اشتباه وارد شده در پایگاه داده را تصحیح کند.

check your documents carefully to avoid miskeying.

برای جلوگیری از اشتباه وارد کردن، اسناد خود را با دقت بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید