miskicks

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈkɪk/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈkɪk/

ترجمه

vi. به توپ به بدی ضربه زدن
n. یک ضربه بد

عبارات و ترکیب‌ها

miskick error

اشتباه میسکیك

miskick goal

گل میسکیك

miskick play

بازی میسکیك

miskick shot

ضربه میسکیك

miskick pass

پس دادن میسکیك

miskick attempt

تلاش میسکیك

miskick chance

فرصت میسکیك

miskick playstyle

سبک بازی میسکیك

miskick strategy

استراتژی میسکیك

miskick situation

وضعیت میسکیك

جملات نمونه

he miskicked the ball during the game.

او در طول بازی، توپ را به اشتباه لگد زد.

she was frustrated after a miskick in the final minutes.

او بعد از یک اشتباه در دقایق پایانی ناامید شد.

the striker's miskick cost the team a goal.

اشتباه مهاجم، باعث از دست دادن یک گل برای تیم شد.

it's common to miskick when you're nervous.

وقتی عصبی هستید، اشتباه کردن در لگد زدن رایج است.

he laughed off his miskick and kept playing.

او اشتباهش را نادیده گرفت و به بازی ادامه داد.

after a few practice sessions, he rarely miskicks.

بعد از چند جلسه تمرین، او به ندرت اشتباه می‌کند.

the coach pointed out the reasons behind the miskick.

مربی دلایل پشت پرده اشتباه را توضیح داد.

her miskick was a turning point in the match.

اشتباه او یک نقطه عطف در مسابقه بود.

to avoid a miskick, focus on your foot placement.

برای جلوگیری از اشتباه، روی قرارگیری پای خود تمرکز کنید.

he couldn't believe he had a miskick at such a crucial moment.

او نمی‌توانست باور کند که در چنین لحظه مهمی اشتباه کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید