miskick error
اشتباه میسکیك
miskick goal
گل میسکیك
miskick play
بازی میسکیك
miskick shot
ضربه میسکیك
miskick pass
پس دادن میسکیك
miskick attempt
تلاش میسکیك
miskick chance
فرصت میسکیك
miskick playstyle
سبک بازی میسکیك
miskick strategy
استراتژی میسکیك
miskick situation
وضعیت میسکیك
he miskicked the ball during the game.
او در طول بازی، توپ را به اشتباه لگد زد.
she was frustrated after a miskick in the final minutes.
او بعد از یک اشتباه در دقایق پایانی ناامید شد.
the striker's miskick cost the team a goal.
اشتباه مهاجم، باعث از دست دادن یک گل برای تیم شد.
it's common to miskick when you're nervous.
وقتی عصبی هستید، اشتباه کردن در لگد زدن رایج است.
he laughed off his miskick and kept playing.
او اشتباهش را نادیده گرفت و به بازی ادامه داد.
after a few practice sessions, he rarely miskicks.
بعد از چند جلسه تمرین، او به ندرت اشتباه میکند.
the coach pointed out the reasons behind the miskick.
مربی دلایل پشت پرده اشتباه را توضیح داد.
her miskick was a turning point in the match.
اشتباه او یک نقطه عطف در مسابقه بود.
to avoid a miskick, focus on your foot placement.
برای جلوگیری از اشتباه، روی قرارگیری پای خود تمرکز کنید.
he couldn't believe he had a miskick at such a crucial moment.
او نمیتوانست باور کند که در چنین لحظه مهمی اشتباه کرده است.
miskick error
اشتباه میسکیك
miskick goal
گل میسکیك
miskick play
بازی میسکیك
miskick shot
ضربه میسکیك
miskick pass
پس دادن میسکیك
miskick attempt
تلاش میسکیك
miskick chance
فرصت میسکیك
miskick playstyle
سبک بازی میسکیك
miskick strategy
استراتژی میسکیك
miskick situation
وضعیت میسکیك
he miskicked the ball during the game.
او در طول بازی، توپ را به اشتباه لگد زد.
she was frustrated after a miskick in the final minutes.
او بعد از یک اشتباه در دقایق پایانی ناامید شد.
the striker's miskick cost the team a goal.
اشتباه مهاجم، باعث از دست دادن یک گل برای تیم شد.
it's common to miskick when you're nervous.
وقتی عصبی هستید، اشتباه کردن در لگد زدن رایج است.
he laughed off his miskick and kept playing.
او اشتباهش را نادیده گرفت و به بازی ادامه داد.
after a few practice sessions, he rarely miskicks.
بعد از چند جلسه تمرین، او به ندرت اشتباه میکند.
the coach pointed out the reasons behind the miskick.
مربی دلایل پشت پرده اشتباه را توضیح داد.
her miskick was a turning point in the match.
اشتباه او یک نقطه عطف در مسابقه بود.
to avoid a miskick, focus on your foot placement.
برای جلوگیری از اشتباه، روی قرارگیری پای خود تمرکز کنید.
he couldn't believe he had a miskick at such a crucial moment.
او نمیتوانست باور کند که در چنین لحظه مهمی اشتباه کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید