misophonia triggers
عوامل ایجاد کننده میزوفونیا
experiencing misophonia
تجربه میزوفونیا
misophonia symptoms
симптомهای میزوفونیا
severe misophonia
میزوفونیا شدید
misophonia sufferers
افراد مبتلا به میزوفونیا
with misophonia
با میزوفونیا
managing misophonia
مدیریت میزوفونیا
misophonia awareness
آگاهی از میزوفونیا
misophonia research
پژوهشهای میزوفونیا
diagnosing misophonia
تشخیص میزوفونیا
she has misophonia and gets upset by the sound of chewing.
او میسوفونیا دارد و از صدای خوردن ناراحت میشود.
his misophonia makes it difficult for him to eat in restaurants.
میسوفونیای او باعث میشود که در رستورانها غذا خوردن برای او دشوار باشد.
the repetitive tapping triggered her misophonia and caused anxiety.
کلیک کردن تکراری میسوفونیای او را فعال کرد و اضطرابی ایجاد کرد.
many people with misophonia experience intense emotional reactions.
بسیاری از افراد مبتلا به میسوفونیا واکنشهای عاطفی شدیدی تجربه میکنند.
he's seeking treatment for his misophonia to improve his quality of life.
او در حال جستجوی درمان برای میسوفونیای خود است تا کیفیت زندگیاش را بهبود بخشد.
understanding misophonia is crucial for supporting affected individuals.
فهم میسوفونیا برای حمایت از افراد مبتلا ضروری است.
the therapist suggested coping strategies for managing her misophonia.
درمانگر راهکارهای مقابلهای را برای مدیریت میسوفونیای او پیشنهاد داد.
misophonia is a neurological condition, not just a personality quirk.
میسوفونیا یک بیماری عصبی است، نه فقط یک ویژگی شخصیت.
awareness of misophonia is growing within the medical community.
در جامعه پزشکی آگاهی از میسوفونیا در حال افزایش است.
she uses noise-canceling headphones to cope with her misophonia.
او از گوشیهای حذف صدا برای مقابله با میسوفونیای خود استفاده میکند.
the constant clicking sounds exacerbated his misophonia significantly.
صداهای کلیک مکرر میسوفونیای او را به طور قابل توجهی تشدید کرد.
misophonia triggers
عوامل ایجاد کننده میزوفونیا
experiencing misophonia
تجربه میزوفونیا
misophonia symptoms
симптомهای میزوفونیا
severe misophonia
میزوفونیا شدید
misophonia sufferers
افراد مبتلا به میزوفونیا
with misophonia
با میزوفونیا
managing misophonia
مدیریت میزوفونیا
misophonia awareness
آگاهی از میزوفونیا
misophonia research
پژوهشهای میزوفونیا
diagnosing misophonia
تشخیص میزوفونیا
she has misophonia and gets upset by the sound of chewing.
او میسوفونیا دارد و از صدای خوردن ناراحت میشود.
his misophonia makes it difficult for him to eat in restaurants.
میسوفونیای او باعث میشود که در رستورانها غذا خوردن برای او دشوار باشد.
the repetitive tapping triggered her misophonia and caused anxiety.
کلیک کردن تکراری میسوفونیای او را فعال کرد و اضطرابی ایجاد کرد.
many people with misophonia experience intense emotional reactions.
بسیاری از افراد مبتلا به میسوفونیا واکنشهای عاطفی شدیدی تجربه میکنند.
he's seeking treatment for his misophonia to improve his quality of life.
او در حال جستجوی درمان برای میسوفونیای خود است تا کیفیت زندگیاش را بهبود بخشد.
understanding misophonia is crucial for supporting affected individuals.
فهم میسوفونیا برای حمایت از افراد مبتلا ضروری است.
the therapist suggested coping strategies for managing her misophonia.
درمانگر راهکارهای مقابلهای را برای مدیریت میسوفونیای او پیشنهاد داد.
misophonia is a neurological condition, not just a personality quirk.
میسوفونیا یک بیماری عصبی است، نه فقط یک ویژگی شخصیت.
awareness of misophonia is growing within the medical community.
در جامعه پزشکی آگاهی از میسوفونیا در حال افزایش است.
she uses noise-canceling headphones to cope with her misophonia.
او از گوشیهای حذف صدا برای مقابله با میسوفونیای خود استفاده میکند.
the constant clicking sounds exacerbated his misophonia significantly.
صداهای کلیک مکرر میسوفونیای او را به طور قابل توجهی تشدید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید