misquotes matter
اشتباهات نقل قول مهم هستند
misquotes abound
نقل قولهای نادرست فراوان هستند
misquotes hurt
نقل قولهای نادرست آسیب میرسانند
misquotes spread
نقل قولهای نادرست گسترش مییابند
misquotes exist
نقل قولهای نادرست وجود دارند
misquotes mislead
نقل قولهای نادرست فریب میدهند
misquotes clarify
نقل قولهای نادرست روشن میکنند
misquotes challenge
نقل قولهای نادرست به چالش میکشند
misquotes correct
نقل قولهای نادرست تصحیح میکنند
he often misquotes famous authors in his speeches.
او اغلب نقل قول های مشهور نویسندگان را در سخنرانی های خود تحریف می کند.
she misquotes statistics to support her argument.
او برای حمایت از استدلال خود، آمارها را تحریف می کند.
it's easy to misquote someone if you're not careful.
اگر مراقب نباشید، به راحتی می توانید نقل قول کسی را تحریف کنید.
in her article, she misquotes a key passage from the book.
در مقاله خود، او یک بخش کلیدی از کتاب را تحریف می کند.
he realized he had misquoted the lyrics of the song.
او متوجه شد که متن ترانه را تحریف کرده است.
during the debate, she misquoted her opponent's statements.
در طول بحث، او اظهارات حریف خود را تحریف کرد.
he tends to misquote his favorite philosophers.
او معمولاً نقل قول از فلاسفه مورد علاقه خود را تحریف می کند.
misquotes matter
اشتباهات نقل قول مهم هستند
misquotes abound
نقل قولهای نادرست فراوان هستند
misquotes hurt
نقل قولهای نادرست آسیب میرسانند
misquotes spread
نقل قولهای نادرست گسترش مییابند
misquotes exist
نقل قولهای نادرست وجود دارند
misquotes mislead
نقل قولهای نادرست فریب میدهند
misquotes clarify
نقل قولهای نادرست روشن میکنند
misquotes challenge
نقل قولهای نادرست به چالش میکشند
misquotes correct
نقل قولهای نادرست تصحیح میکنند
he often misquotes famous authors in his speeches.
او اغلب نقل قول های مشهور نویسندگان را در سخنرانی های خود تحریف می کند.
she misquotes statistics to support her argument.
او برای حمایت از استدلال خود، آمارها را تحریف می کند.
it's easy to misquote someone if you're not careful.
اگر مراقب نباشید، به راحتی می توانید نقل قول کسی را تحریف کنید.
in her article, she misquotes a key passage from the book.
در مقاله خود، او یک بخش کلیدی از کتاب را تحریف می کند.
he realized he had misquoted the lyrics of the song.
او متوجه شد که متن ترانه را تحریف کرده است.
during the debate, she misquoted her opponent's statements.
در طول بحث، او اظهارات حریف خود را تحریف کرد.
he tends to misquote his favorite philosophers.
او معمولاً نقل قول از فلاسفه مورد علاقه خود را تحریف می کند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now