missis

[ایالات متحده]/ˈmɪsɪs/
[بریتانیا]/ˈmɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسر; خانم; همسر; خانم
Word Forms
جمعmisses

عبارات و ترکیب‌ها

missis smith

خانم اسمیت

missis brown

خانم براون

missis johnson

خانم جانسون

missis white

خانم وایت

missis taylor

خانم تیلور

missis davis

خانم دیویس

missis wilson

خانم ویلسون

missis clark

خانم کلارک

missis lewis

خانم لوئیس

missis hall

خانم هول

جملات نمونه

missis smith is my neighbor.

خانم اسمیت همسایه من است.

the missis of the house is very kind.

خانم خانه بسیار مهربان است.

missis johnson always bakes cookies for the kids.

خانم جانسون همیشه برای بچه‌ها کوکی درست می‌کند.

my missis loves gardening on weekends.

خانم من آخر هفته‌ها عاشق باغبانی است.

missis brown hosted a lovely tea party.

خانم براون یک مهمانی چای زیبا برگزار کرد.

we visited missis green to discuss the project.

ما برای بحث در مورد پروژه از خانم گرین دیدار کردیم.

the missis was pleased with the surprise.

خانم از غافلگیری خوشحال بود.

missis taylor has a great sense of humor.

خانم تیلور حس شوخ طبعی فوق العاده ای دارد.

everyone loves missis white's delicious cooking.

همه عاشق آشپزی خوشمزه خانم وایت هستند.

missis clark gave a wonderful speech at the event.

خانم کلارک در این رویداد یک سخنرانی فوق العاده ایراد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید