missives

[ایالات متحده]/ˈmɪsɪvz/
[بریتانیا]/ˈmɪsɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامه‌ها یا ارتباطات کتبی

عبارات و ترکیب‌ها

urgent missives

نامه های فوری

official missives

نامه های رسمی

private missives

نامه های خصوصی

written missives

نامه های نوشته شده

formal missives

نامه های رسمی

digital missives

نامه های دیجیتال

personal missives

نامه های شخصی

business missives

نامه های تجاری

confidential missives

نامه های محرمانه

prompt missives

نامه های سریع

جملات نمونه

she received several missives from her friend abroad.

او چندین نامه از دوستش که در خارج از کشور بود دریافت کرد.

the missives were filled with important updates about the project.

این نامه ها مملو از اطلاعات مهم در مورد پروژه بودند.

he often sends missives to his family during the holidays.

او اغلب در تعطیلات نامه هایی برای خانواده اش می فرستد.

the missives contained heartfelt messages of support.

این نامه ها حاوی پیام های دلگرم کننده و حمایت آمیز بودند.

they exchanged missives to strengthen their diplomatic relations.

آنها برای تقویت روابط دیپلماتیک خود نامه هایی رد و بدل کردند.

her missives were always beautifully written and thoughtful.

نامه های او همیشه به زیبایی نوشته می شدند و با فکر بودند.

the organization sent out missives to all its members.

سازمان نامه هایی را برای همه اعضای خود ارسال کرد.

his missives often included poetry and personal reflections.

نامه های او اغلب شامل شعر و تفکرات شخصی بود.

she kept all the missives as cherished memories.

او تمام نامه ها را به عنوان خاطرات ارزشمند نگه داشت.

they were surprised by the length of the missives exchanged.

آنها از طول نامه هایی که رد و بدل شده بود، متعجب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید