urgent missives
نامه های فوری
official missives
نامه های رسمی
private missives
نامه های خصوصی
written missives
نامه های نوشته شده
formal missives
نامه های رسمی
digital missives
نامه های دیجیتال
personal missives
نامه های شخصی
business missives
نامه های تجاری
confidential missives
نامه های محرمانه
prompt missives
نامه های سریع
she received several missives from her friend abroad.
او چندین نامه از دوستش که در خارج از کشور بود دریافت کرد.
the missives were filled with important updates about the project.
این نامه ها مملو از اطلاعات مهم در مورد پروژه بودند.
he often sends missives to his family during the holidays.
او اغلب در تعطیلات نامه هایی برای خانواده اش می فرستد.
the missives contained heartfelt messages of support.
این نامه ها حاوی پیام های دلگرم کننده و حمایت آمیز بودند.
they exchanged missives to strengthen their diplomatic relations.
آنها برای تقویت روابط دیپلماتیک خود نامه هایی رد و بدل کردند.
her missives were always beautifully written and thoughtful.
نامه های او همیشه به زیبایی نوشته می شدند و با فکر بودند.
the organization sent out missives to all its members.
سازمان نامه هایی را برای همه اعضای خود ارسال کرد.
his missives often included poetry and personal reflections.
نامه های او اغلب شامل شعر و تفکرات شخصی بود.
she kept all the missives as cherished memories.
او تمام نامه ها را به عنوان خاطرات ارزشمند نگه داشت.
they were surprised by the length of the missives exchanged.
آنها از طول نامه هایی که رد و بدل شده بود، متعجب شدند.
urgent missives
نامه های فوری
official missives
نامه های رسمی
private missives
نامه های خصوصی
written missives
نامه های نوشته شده
formal missives
نامه های رسمی
digital missives
نامه های دیجیتال
personal missives
نامه های شخصی
business missives
نامه های تجاری
confidential missives
نامه های محرمانه
prompt missives
نامه های سریع
she received several missives from her friend abroad.
او چندین نامه از دوستش که در خارج از کشور بود دریافت کرد.
the missives were filled with important updates about the project.
این نامه ها مملو از اطلاعات مهم در مورد پروژه بودند.
he often sends missives to his family during the holidays.
او اغلب در تعطیلات نامه هایی برای خانواده اش می فرستد.
the missives contained heartfelt messages of support.
این نامه ها حاوی پیام های دلگرم کننده و حمایت آمیز بودند.
they exchanged missives to strengthen their diplomatic relations.
آنها برای تقویت روابط دیپلماتیک خود نامه هایی رد و بدل کردند.
her missives were always beautifully written and thoughtful.
نامه های او همیشه به زیبایی نوشته می شدند و با فکر بودند.
the organization sent out missives to all its members.
سازمان نامه هایی را برای همه اعضای خود ارسال کرد.
his missives often included poetry and personal reflections.
نامه های او اغلب شامل شعر و تفکرات شخصی بود.
she kept all the missives as cherished memories.
او تمام نامه ها را به عنوان خاطرات ارزشمند نگه داشت.
they were surprised by the length of the missives exchanged.
آنها از طول نامه هایی که رد و بدل شده بود، متعجب شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید