misstatements

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈsteɪtmənt/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈsteɪtmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیانیه نادرست یا گمراه‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

financial misstatement

اشتباهات مالی

material misstatement

اشتباهات اساسی

misstatement risk

ریسک اشتباه

misstatement detection

تشخیص اشتباه

audit misstatement

اشتباه حسابرسی

misstatement correction

اصلاح اشتباه

misstatement analysis

تجزیه و تحلیل اشتباه

misstatement impact

اثر اشتباه

misstatement example

مثال اشتباه

misstatement assessment

ارزیابی اشتباه

جملات نمونه

the accountant corrected the misstatement in the financial report.

محاسب اشتباه را در گزارش مالی تصحیح کرد.

her misstatement during the presentation caused confusion among the audience.

اشتباه او در طول ارائه باعث سردرگمی در بین مخاطبان شد.

it is important to address any misstatement in your application.

توجه به هرگونه اشتباه در درخواست شما مهم است.

the lawyer pointed out the misstatement in the witness's testimony.

وکیل به اشتباه در شهادت شاهد اشاره کرد.

a misstatement of facts can lead to serious legal consequences.

یک اشتباه در بیان واقعیت می تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

he issued a public apology for the misstatement made during the interview.

او به دلیل اشتباهی که در طول مصاحبه رخ داده بود، عذرخواهی عمومی کرد.

we need to clarify the misstatement before proceeding with the project.

ما باید قبل از ادامه پروژه، اشتباه را روشن کنیم.

the misstatement was unintentional and was quickly rectified.

اشتباه ناخواسته بود و به سرعت برطرف شد.

investors were concerned about the misstatement in the earnings report.

سرمایه گذاران در مورد اشتباه در گزارش درآمد نگران بودند.

to avoid a misstatement, double-check your sources before publishing.

برای جلوگیری از اشتباه، قبل از انتشار، منابع خود را دوباره بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید