misting

[ایالات متحده]/ˈmɪstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوهر پرنده
v. با لایه نازکی از مه پوشاندن؛ محو کردن؛ اشک در چشم داشتن؛ به وسیله اشک محو شدن؛ روی گیاهان مه پاشیدن؛ نامشخص کردن؛ مه آلود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misting system

سیستم مه پاش

misting fan

پنکه مه پاش

misting nozzle

نازل مه پاش

misting effect

اثر مه پاشی

misting station

ایستگاه مه پاش

misting solution

محلول مه پاش

misting application

کاربرد مه پاشی

misting technology

فناوری مه پاشی

misting process

فرآیند مه پاشی

misting control

کنترل مه پاشی

جملات نمونه

the gardener is misting the plants to keep them hydrated.

باغبانی در حال آبیاری گیاهان برای حفظ رطوبت آنها است.

misting the air can help reduce indoor allergens.

آبیاری هوا می‌تواند به کاهش آلرژن‌های داخل خانه کمک کند.

she enjoyed misting her face with refreshing water.

او از آبیاری صورت خود با آب خنک لذت برد.

the misting system in the greenhouse keeps the humidity levels stable.

سیستم آبیاری در گلخانه سطح رطوبت را پایدار نگه می‌دارد.

they used misting to cool off during the hot summer days.

آنها از آبیاری برای خنک شدن در روزهای گرم تابستان استفاده کردند.

the misting effect created a magical atmosphere at the event.

اثر آبیاری فضایی جادویی در این رویداد ایجاد کرد.

after misting the flowers, they looked more vibrant.

پس از آبیاری گل‌ها، آنها شاداب‌تر به نظر می‌رسیدند.

he found misting to be an effective way to care for his bonsai.

او دریافت که آبیاری راه موثری برای مراقبت از بونسای خود است.

the spa offered a misting treatment for relaxation.

اسپا یک درمان آبیاری برای آرامش ارائه داد.

misting the vegetables in the garden helps them grow better.

آبیاری سبزیجات در باغ به رشد بهتر آنها کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید