fogging glass
شیشهزدگی
fogging lens
مهزدگی لنز
fogging issue
مشکل مه زدگی
fogging effect
اثر مه زدگی
fogging solution
راه حل مه زدگی
fogging treatment
درمان مه زدگی
fogging prevention
جلوگیری از مه زدگی
fogging problem
مشکل مه زدگی
fogging agent
عامل مه زدگی
fogging phenomenon
پدیدهی مه زدگی
the fogging on the windows made it hard to see outside.
مهتابی روی شیشهها باعث میشد دیدن بیرون دشوار باشد.
fogging can occur when the temperature drops suddenly.
مهتابی زمانی رخ میدهد که دما به طور ناگهانی کاهش مییابد.
we need to address the fogging issue in the greenhouse.
ما باید مشکل مهتابی را در گلخانه حل کنیم.
fogging can impair visibility while driving.
مهتابی میتواند دید را در هنگام رانندگی مختل کند.
using anti-fogging spray can help reduce the problem.
استفاده از اسپری ضد مهتابی میتواند به کاهش مشکل کمک کند.
the fogging of the camera lens ruined the photos.
مهتابی لنز دوربین باعث خراب شدن عکسها شد.
fogging is common in humid environments.
مهتابی در محیطهای مرطوب رایج است.
she noticed fogging on her glasses after stepping outside.
او متوجه شد که پس از خارج شدن از منزل، عینک او مهتابی شده است.
the fogging effect added a mysterious atmosphere to the scene.
اثر مهتابی فضایی مرموز به صحنه بخشید.
fogging can be a sign of a temperature imbalance.
مهتابی میتواند نشانهای از عدم تعادل دما باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید