political moderatism
میانه روی سیاسی
social moderatism
میانه روی اجتماعی
economic moderatism
میانه روی اقتصادی
moderate moderatism
میانه روی متعادل
cultural moderatism
میانه روی فرهنگی
advocate moderatism
طرفداري از ميانه رويي
embrace moderatism
پذيرش ميانه رويي
promote moderatism
ترويج ميانه رويي
support moderatism
حمایت از میانه روی
his philosophy of moderatism promotes balance in all aspects of life.
فلسفه اعتدالگرایی او ترویج تعادل در همه جنبههای زندگی است.
she believes that moderatism is essential for societal progress.
او معتقد است که اعتدالگرایی برای پیشرفت جامعه ضروری است.
embracing moderatism can help bridge ideological divides.
پذیرش اعتدالگرایی میتواند به پلزدن شکافهای ایدئولوژیکی کمک کند.
his approach to conflict resolution is rooted in moderatism.
رویکرد او به حل اختلاف بر اساس اعتدالگرایی استوار است.
she advocates for moderatism in climate change discussions.
او از اعتدالگرایی در بحثهای مربوط به تغییرات آب و هوایی حمایت میکند.
his commitment to moderatism has earned him respect.
تعهد او به اعتدالگرایی باعث شده است که مورد احترام قرار گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید