moderatism

[ایالات متحده]/ˈmɒdəreɪtɪzəm/
[بریتانیا]/ˈmɑːdərətɪzəm/

ترجمه

n. فلسفه سیاسی یا مذهبی که از اعتدال و ثبات حمایت می‌کند؛ اعتدال در امور سیاسی یا مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

political moderatism

میانه روی سیاسی

social moderatism

میانه روی اجتماعی

economic moderatism

میانه روی اقتصادی

moderate moderatism

میانه روی متعادل

cultural moderatism

میانه روی فرهنگی

advocate moderatism

طرفداري از ميانه رويي

embrace moderatism

پذيرش ميانه رويي

promote moderatism

ترويج ميانه رويي

support moderatism

حمایت از میانه روی

جملات نمونه

his philosophy of moderatism promotes balance in all aspects of life.

فلسفه اعتدال‌گرایی او ترویج تعادل در همه جنبه‌های زندگی است.

she believes that moderatism is essential for societal progress.

او معتقد است که اعتدال‌گرایی برای پیشرفت جامعه ضروری است.

embracing moderatism can help bridge ideological divides.

پذیرش اعتدال‌گرایی می‌تواند به پل‌زدن شکاف‌های ایدئولوژیکی کمک کند.

his approach to conflict resolution is rooted in moderatism.

رویکرد او به حل اختلاف بر اساس اعتدال‌گرایی استوار است.

she advocates for moderatism in climate change discussions.

او از اعتدال‌گرایی در بحث‌های مربوط به تغییرات آب و هوایی حمایت می‌کند.

his commitment to moderatism has earned him respect.

تعهد او به اعتدال‌گرایی باعث شده است که مورد احترام قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید