consensus

[ایالات متحده]/kənˈsensəs/
[بریتانیا]/kənˈsensəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توافق عمومی، وحدت نظر

عبارات و ترکیب‌ها

reaching a consensus

رسیدن به توافق

consensus building

تشکیل اجماع

reach a consensus

رسیدن به توافق

جملات نمونه

consensus politics; consensus management.

سیاست اجماع؛ مدیریت اجماعی

a consensus of opinion among judges.

یک اجماع نظر در میان قضات

a consensus favouring continuity of policy.

یک اجماع طرفدار تداوم سیاست

the consensus was that the palm should go to Doerner.

اجماع این بود که جایزه باید به دورنر برسد.

promoting consensus rather than disputation.

ترویج اجماع به جای نزاع

notwithstanding the evidence, the consensus is that the jury will not reach a verdict.

با وجود شواهد، اجماع این است که هیئت منصفه به رأی نخواهد رسید.

What is the consensus of opinion at the afternoon meeting?

نظر عموم در مورد بعد از ظهر در مورد چه است؟

The voters' consensus was that the measure should be adopted.

اجماع رای دهندگان این بود که این اقدام باید اتخاذ شود.

Can we reach a consensus on this issue?

آیا می توانیم در مورد این موضوع به اجماع برسیم؟

It is difficult to reach a consensus about electoral reform.

رسیدن به اجماع در مورد اصلاحات انتخاباتی دشوار است.

they reached consensus regarding the necessity to more hushly punish criminals.

آنها به اجماع در مورد ضرورت مجازات بیشتر محتاطانه مجرمان رسیدند.

The Rise of Science and Modern Enlightenment——On "Domino Effect of Consensus" of Law Monocracy

ظهور علم و روشنگری مدرن - در مورد "اثر دومینویی اجماع" یکه‌تازی قانون

It was the consensus of the sportswriters that the game should not have been played. ·

اجماع روزنامه‌نگاران ورزشی این بود که نباید بازی انجام می‌شد.

I told them I thought we had to go along with the consensus of the nonlegal staff for a special prosecutor.

به آنها گفتم که فکر می کنم باید با اجماع کارکنان غیرقانونی برای یک دادستان ویژه همراه شویم.

A technique used by the Japanese to obtain a consensus in decision making is known as "aforehand communication.

تکنیکی که ژاپنی ها برای دستیابی به اجماع در تصمیم گیری استفاده می کنند به عنوان "ارتباط از قبل" شناخته می شود.

Consensus politics places a high value on existing political institutions.

سیاست اجماع ارزش زیادی برای نهادهای سیاسی موجود قائل است.

It is ital to initiate multicenter collaborations on national and international leels to deelop consensus clinical score sheets and state-of-the-art treatment regimens for mycetoma patients.

برای توسعه فرم های امتیاز بالینی اجماع و رژیم های درمانی پیشرفته برای بیماران مبتلا به میکومتوما، شروع همکاری های چند مرکزی در سطح ملی و بین المللی ضروری است.

The new consensus in 2002 shall be devoid of harmfulness, devoid of abusiveness devoid of warfare, and filled with peace.

اجماع جدید در سال 2002 باید عاری از آسیب رساندن، عاری از سوء استفاده، عاری از جنگ و پر از صلح باشد.

However, no consensus with regard to surgical options and margins of exeresis has been reached so far.

با این حال، تا کنون در مورد گزینه های جراحی و حاشیه های برداشتن هیچ اجماعی حاصل نشده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید