moieties

[ایالات متحده]/ˈmɔɪ.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˈmɔɪ.ɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از دو بخش؛ نیمه

عبارات و ترکیب‌ها

chemical moieties

گروه‌های شیمیایی

functional moieties

گروه‌های عملکردی

polar moieties

گروه‌های قطبی

hydrophobic moieties

گروه‌های غیرآبی‌دوست

ionic moieties

گروه‌های یونی

organic moieties

گروه‌های آلی

aromatic moieties

گروه‌های آروماتیک

substituent moieties

گروه‌های جانشین

active moieties

گروه‌های فعال

structural moieties

گروه‌های ساختاری

جملات نمونه

in chemistry, we study the different moieties of complex molecules.

در شیمی، ما اجزای مختلف مولکول‌های پیچیده را مطالعه می‌کنیم.

the drug consists of two active moieties that work together.

دارو از دو جزء فعال تشکیل شده است که با هم کار می‌کنند.

understanding the moieties of a compound can help in its synthesis.

درک اجزای یک ترکیب می‌تواند به سنتز آن کمک کند.

different moieties can affect the solubility of a substance.

اجزای مختلف می‌توانند بر حلالیت یک ماده تأثیر بگذارند.

the researchers identified several moieties responsible for the reaction.

محققان چندین جزء مسئول واکنش را شناسایی کردند.

moieties in organic compounds can influence their reactivity.

اجزای موجود در ترکیبات آلی می‌توانند بر واکنش‌پذیری آنها تأثیر بگذارند.

in biochemistry, moieties often refer to functional groups.

در زیست‌شیمی، اجزا اغلب به گروه‌های عملکردی اشاره دارند.

the interaction between different moieties is crucial for drug design.

تعامل بین اجزای مختلف برای طراحی دارو بسیار مهم است.

some moieties can enhance the biological activity of a compound.

برخی از اجزا می‌توانند فعالیت بیولوژیکی یک ترکیب را افزایش دهند.

identifying the moieties involved in a reaction can lead to better catalysts.

شناسایی اجزای درگیر در یک واکنش می‌تواند منجر به کاتالیزورهای بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید