moils

[ایالات متحده]/mɔɪlz/
[بریتانیا]/mɔɪlz/

ترجمه

v. سخت کار کردن، زحمت کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

moils of life

زحمت‌های زندگی

moils and troubles

زحمت‌ها و مشکلات

daily moils

زحمت‌های روزانه

moils of work

زحمت‌های کار

moils and toils

زحمت‌ها و تلاش‌ها

moils of existence

زحمت‌های زندگی

moils of labor

زحمت‌های کار

moils of effort

زحمت‌های تلاش

moils of duty

زحمت‌های وظیفه

moils of routine

زحمت‌های روتین

جملات نمونه

he moils away at his desk every day.

او هر روز با تلاش زیاد در پشت میز خود کار می‌کند.

she moils over her studies to achieve good grades.

او برای کسب نمرات خوب، با تلاش زیاد درس می‌کند.

they moil together to complete the project on time.

آنها با هم برای تکمیل پروژه به موقع تلاش می‌کنند.

after years of moiling, he finally found success.

پس از سال‌ها تلاش، او بالاخره به موفقیت رسید.

moiling in the fields can be exhausting.

کار کردن در مزارع می‌تواند خسته‌کننده باشد.

she moils in the kitchen to prepare a feast.

او برای تهیه یک جشن در آشپزخانه تلاش می‌کند.

he moils at the factory to support his family.

او برای حمایت از خانواده‌اش در کارخانه تلاش می‌کند.

moiling through the night, they finished the report.

آنها در طول شب با تلاش زیاد گزارش را به اتمام رساندند.

she doesn't mind moiling if it leads to her dreams.

اگر به تحقق رویاهایش منجر شود، او مشکلی ندارد که تلاش کند.

moiling away at the gym, he improved his fitness.

او با تلاش زیاد در باشگاه، آمادگی بدنی خود را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید