idles

[ایالات متحده]/ˈaɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈaɪdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. وقت را صرف انجام هیچ کاری کردن؛ بدون انجام کار مفید دویدن؛ در دنده خنثی باقی ماندن؛ خاموش نکردن

عبارات و ترکیب‌ها

idles away

بی‌هدف سپری می‌کند

idles hands

دست‌های بی‌کار

idles mind

ذهن بی‌کار

idles time

وقت تلف شده

idles game

بازی بی‌هدف

idles away time

وقت را بی‌هدف سپری می‌کند

idles in place

در جا بی‌حرکت می‌ماند

idles on

بی‌هدف روشن می‌ماند

idles in silence

در سکوت بی‌هدف می‌ماند

idles around

بی‌هدف در اطراف می‌چرخد

جملات نمونه

he idles away his time watching tv.

او وقت خود را با تماشای تلویزیون تلف می‌کند.

they often idle in the park during weekends.

آنها اغلب در آخر هفته‌ها در پارک بی‌هدف وقت می‌گذرانند.

she idles her hours away on social media.

او ساعت‌ها را در شبکه‌های اجتماعی بی‌هدف تلف می‌کند.

don't idle your talents; use them wisely.

از استعدادهای خود بی‌هدف استفاده نکنید؛ آن‌ها را به درستی به کار بگیرید.

he tends to idle when he has no work.

وقتی کار ندارد، معمولاً بی‌هدف وقت می‌گذراند.

she idles through life without any goals.

او بدون هیچ هدفی زندگی را بی‌هدف طی می‌کند.

he idles away the afternoon with a good book.

او بعد از ظهر را با یک کتاب خوب بی‌هدف می‌گذراند.

they prefer to idle rather than face challenges.

آنها ترجیح می‌دهند بی‌هدف باشند تا با چالش‌ها روبرو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید