idles away
بیهدف سپری میکند
idles hands
دستهای بیکار
idles mind
ذهن بیکار
idles time
وقت تلف شده
idles game
بازی بیهدف
idles away time
وقت را بیهدف سپری میکند
idles in place
در جا بیحرکت میماند
idles on
بیهدف روشن میماند
idles in silence
در سکوت بیهدف میماند
idles around
بیهدف در اطراف میچرخد
he idles away his time watching tv.
او وقت خود را با تماشای تلویزیون تلف میکند.
they often idle in the park during weekends.
آنها اغلب در آخر هفتهها در پارک بیهدف وقت میگذرانند.
she idles her hours away on social media.
او ساعتها را در شبکههای اجتماعی بیهدف تلف میکند.
don't idle your talents; use them wisely.
از استعدادهای خود بیهدف استفاده نکنید؛ آنها را به درستی به کار بگیرید.
he tends to idle when he has no work.
وقتی کار ندارد، معمولاً بیهدف وقت میگذراند.
she idles through life without any goals.
او بدون هیچ هدفی زندگی را بیهدف طی میکند.
he idles away the afternoon with a good book.
او بعد از ظهر را با یک کتاب خوب بیهدف میگذراند.
they prefer to idle rather than face challenges.
آنها ترجیح میدهند بیهدف باشند تا با چالشها روبرو شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید