moistenings

[ایالات متحده]/ˈmɔɪstənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɔɪstənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مرطوب کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

moistening cream

کرم مرطوب کننده

moistening lotion

لوسیون مرطوب کننده

moistening spray

اسپری مرطوب کننده

moistening gel

ژل مرطوب کننده

moistening wipes

دستمال مرطوب کننده

moistening mask

ماسک مرطوب کننده

moistening treatment

درمان مرطوب کننده

moistening balm

بالم مرطوب کننده

moistening serum

سرم مرطوب کننده

moistening essence

اسانس مرطوب کننده

جملات نمونه

the moistening effect of the rain helped the plants thrive.

اثر مرطوب‌کنندگی باران به رشد گیاهان کمک کرد.

she used a moistening lotion to keep her skin hydrated.

او از یک لوسیون مرطوب‌کننده برای حفظ رطوبت پوستش استفاده کرد.

the moistening of the soil is crucial for seed germination.

مرطوب کردن خاک برای جوانه‌زایی بذر بسیار مهم است.

he felt the moistening breeze from the ocean.

او نسیم مرطوب از اقیانوس را احساس کرد.

the moistening mist enveloped the valley in the early morning.

مه مرطوب در صبح زود، دره را فرا گرفت.

using a humidifier can aid in moistening the air during winter.

استفاده از دستگاه بخور می‌تواند به مرطوب کردن هوا در زمستان کمک کند.

moistening the clay made it easier to shape into pottery.

مرطوب کردن خاک رس، شکل دادن آن به گلدان را آسان‌تر کرد.

the moistening properties of aloe vera are well-known.

خواص مرطوب‌کننده آلوئه ورا به خوبی شناخته شده است.

moistening your lips before applying lipstick can enhance the look.

مرطوب کردن لب‌ها قبل از استفاده از رژ لب می‌تواند ظاهر را بهبود بخشد.

the moistening of the air can prevent dry throat and skin.

مرطوب کردن هوا می‌تواند از خشکی گلو و پوست جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید