lubricating

[ایالات متحده]/ˈluːbrɪkeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈluːbrɪkeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمکی به کاهش اصطکاک بین سطوح

عبارات و ترکیب‌ها

lubricating oil

روغن روان‌کننده

lubricating grease

چربی روان‌کننده

lubricating fluid

سیال روان‌کننده

lubricating agent

عامل روان‌کننده

lubricating system

سیستم روان‌کاری

lubricating compound

ترکیب روان‌کننده

lubricating properties

خواص روان‌کنندگی

lubricating technology

فناوری روان‌کاری

lubricating maintenance

نگهداری روان‌کاری

lubricating solutions

راه حل های روان‌کاری

جملات نمونه

the mechanic is lubricating the engine parts.

مکانیک در حال روان‌کاری قطعات موتور است.

lubricating the gears will help the machine run smoothly.

روان‌کاری چرخ‌دندها به عملکرد روان ماشین کمک می‌کند.

he is responsible for lubricating the conveyor belt.

او مسئولیت روان‌کاری نوار نقاله را بر عهده دارد.

regularly lubricating your bike can extend its lifespan.

روان‌کاری منظم دوچرخه شما می‌تواند طول عمر آن را افزایش دهد.

lubricating oil is essential for reducing friction.

روغن روان‌کننده برای کاهش اصطکاک ضروری است.

she applied a lubricating gel to the joint.

او ژل روان‌کننده را به مفصل مالید.

lubricating the door hinges will prevent squeaking.

روان‌کاری لولای درب از ایجاد صدای جیرجیر جلوگیری می‌کند.

he used a spray for lubricating the bicycle chain.

او از یک اسپری برای روان‌کاری زنجیر دوچرخه استفاده کرد.

lubricating the bearings is crucial for performance.

روان‌کاری بلبرینگ‌ها برای عملکرد بسیار مهم است.

they recommend lubricating the sliding surfaces regularly.

آنها توصیه می‌کنند سطوح لغزنده را به طور منظم روان‌کاری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید