mojo

[ایالات متحده]/ˈməʊdʒəʊ/
[بریتانیا]/ˈmoʊdʒoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جادوئی جادو یا طلسم؛ شانس خوب یا ثروت
Word Forms
جمعmojos

عبارات و ترکیب‌ها

get your mojo

به دست آوردن حال و هوای خود

lost my mojo

از دست دادن حال و هوای خود

mojo rising

حال و هوای در حال افزایش

mojo working

حال و هوای در حال کار کردن

mojo back

حال و هوای برگشته

find your mojo

پیدا کردن حال و هوای خود

mojo magic

جادوی حال و هوا

mojo boost

تقویت حال و هوا

mojo flow

جریان حال و هوا

mojo vibe

فضای حال و هوا

جملات نمونه

he lost his mojo after the setback.

او پس از شکست، توانایی و شور خود را از دست داد.

finding your mojo can take time.

پیدا کردن شور و توان خود ممکن است زمان ببرد.

she needs to regain her mojo for the competition.

او برای رقابت به بازگرداندن شور و توان خود نیاز دارد.

his performance was off; he just didn't have his mojo.

عملکرد او افت داشت؛ او فقط شور و توان خود را نداشت.

after a vacation, she returned with her mojo intact.

پس از یک تعطیلات، او با حفظ شور و توان خود بازگشت.

sometimes, you just need to find your mojo again.

گاهی اوقات، شما فقط باید دوباره شور و توان خود را پیدا کنید.

he was full of energy, clearly in his mojo.

او پر از انرژی بود، به وضوح شور و توان خود را داشت.

music helps him get his mojo back.

موسیقی به او کمک می کند تا شور و توان خود را دوباره به دست آورد.

she dances with such passion; you can see her mojo.

او با چنان شور و عشقی می رقصد؛ می توانید شور و توان او را ببینید.

to succeed, you need to keep your mojo alive.

برای موفقیت، باید شور و توان خود را زنده نگه دارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید