| جمع | mojos |
get your mojo
به دست آوردن حال و هوای خود
lost my mojo
از دست دادن حال و هوای خود
mojo rising
حال و هوای در حال افزایش
mojo working
حال و هوای در حال کار کردن
mojo back
حال و هوای برگشته
find your mojo
پیدا کردن حال و هوای خود
mojo magic
جادوی حال و هوا
mojo boost
تقویت حال و هوا
mojo flow
جریان حال و هوا
mojo vibe
فضای حال و هوا
he lost his mojo after the setback.
او پس از شکست، توانایی و شور خود را از دست داد.
finding your mojo can take time.
پیدا کردن شور و توان خود ممکن است زمان ببرد.
she needs to regain her mojo for the competition.
او برای رقابت به بازگرداندن شور و توان خود نیاز دارد.
his performance was off; he just didn't have his mojo.
عملکرد او افت داشت؛ او فقط شور و توان خود را نداشت.
after a vacation, she returned with her mojo intact.
پس از یک تعطیلات، او با حفظ شور و توان خود بازگشت.
sometimes, you just need to find your mojo again.
گاهی اوقات، شما فقط باید دوباره شور و توان خود را پیدا کنید.
he was full of energy, clearly in his mojo.
او پر از انرژی بود، به وضوح شور و توان خود را داشت.
music helps him get his mojo back.
موسیقی به او کمک می کند تا شور و توان خود را دوباره به دست آورد.
she dances with such passion; you can see her mojo.
او با چنان شور و عشقی می رقصد؛ می توانید شور و توان او را ببینید.
to succeed, you need to keep your mojo alive.
برای موفقیت، باید شور و توان خود را زنده نگه دارید.
get your mojo
به دست آوردن حال و هوای خود
lost my mojo
از دست دادن حال و هوای خود
mojo rising
حال و هوای در حال افزایش
mojo working
حال و هوای در حال کار کردن
mojo back
حال و هوای برگشته
find your mojo
پیدا کردن حال و هوای خود
mojo magic
جادوی حال و هوا
mojo boost
تقویت حال و هوا
mojo flow
جریان حال و هوا
mojo vibe
فضای حال و هوا
he lost his mojo after the setback.
او پس از شکست، توانایی و شور خود را از دست داد.
finding your mojo can take time.
پیدا کردن شور و توان خود ممکن است زمان ببرد.
she needs to regain her mojo for the competition.
او برای رقابت به بازگرداندن شور و توان خود نیاز دارد.
his performance was off; he just didn't have his mojo.
عملکرد او افت داشت؛ او فقط شور و توان خود را نداشت.
after a vacation, she returned with her mojo intact.
پس از یک تعطیلات، او با حفظ شور و توان خود بازگشت.
sometimes, you just need to find your mojo again.
گاهی اوقات، شما فقط باید دوباره شور و توان خود را پیدا کنید.
he was full of energy, clearly in his mojo.
او پر از انرژی بود، به وضوح شور و توان خود را داشت.
music helps him get his mojo back.
موسیقی به او کمک می کند تا شور و توان خود را دوباره به دست آورد.
she dances with such passion; you can see her mojo.
او با چنان شور و عشقی می رقصد؛ می توانید شور و توان او را ببینید.
to succeed, you need to keep your mojo alive.
برای موفقیت، باید شور و توان خود را زنده نگه دارید.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now