molarities

[ایالات متحده]/məʊˈlærɪtiz/
[بریتانیا]/moʊˈlærɪtiz/

ترجمه

n. غلظت یک محلول که به صورت مول‌های حل‌شونده در هر لیتر محلول بیان می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

high molarities

مولاریت‌های بالا

low molarities

مولاریت‌های پایین

molarities calculation

محاسبه مولاریته

molarities adjustment

تنظیم مولاریته

molarities comparison

مقایسه مولاریته

molarities measurement

اندازه‌گیری مولاریته

molarities solution

راه حل مولاریته

molarities effect

اثر مولاریته

molarities range

محدوده مولاریته

molarities standard

استاندارد مولاریته

جملات نمونه

the molarities of the solutions were measured carefully.

غلظت‌های محلول‌ها به دقت اندازه‌گیری شد.

we need to compare the molarities of different acids.

ما باید غلظت‌های اسیدهای مختلف را مقایسه کنیم.

adjusting the molarities can affect the reaction rate.

تنظیم غلظت‌ها می‌تواند بر سرعت واکنش تأثیر بگذارد.

the experiment requires precise molarities for accurate results.

آزمایش به غلظت‌های دقیق برای نتایج دقیق نیاز دارد.

calculating molarities is essential in chemistry labs.

محاسبه غلظت‌ها در آزمایشگاه‌های شیمی ضروری است.

different molarities can lead to different outcomes in reactions.

غلظت‌های مختلف می‌تواند منجر به نتایج مختلف در واکنش‌ها شود.

the teacher explained how to calculate molarities.

معلم توضیح داد که چگونه غلظت‌ها را محاسبه کنیم.

we used a spectrophotometer to measure the molarities.

ما از یک طیف‌سنج برای اندازه‌گیری غلظت‌ها استفاده کردیم.

understanding molarities is crucial for titration experiments.

درک غلظت‌ها برای آزمایش‌های تیتراسیون بسیار مهم است.

students often struggle with the concept of molarities.

دانشجویان اغلب با مفهوم غلظت‌ها مشکل دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید